surfboat

[ایالات متحده]/ˈsɜːfbəʊt/
[بریتانیا]/ˈsɜrfboʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قایقی که برای موج‌سواری یا نجات در دریاهای خشن طراحی شده است
Word Forms
جمعsurfboats

عبارات و ترکیب‌ها

surfboat race

مسابقه قایق ساحلی

surfboat crew

خدمه قایق ساحلی

surfboat training

آموزش قایق ساحلی

surfboat rescue

نجات با قایق ساحلی

surfboat competition

مسابقه قایق ساحلی

surfboat paddling

پارو زدن با قایق ساحلی

surfboat event

رویداد قایق ساحلی

surfboat team

تیم قایق ساحلی

surfboat safety

ایمنی قایق ساحلی

surfboat skills

مهارت های قایق ساحلی

جملات نمونه

the surfboat raced across the waves with ease.

قایق نجات با سرعت در امواج حرکت می‌کرد.

we took a surfboat out for an adventure on the ocean.

ما یک قایق نجات را برای یک ماجراجویی در اقیانوس بیرون بردیم.

the crew worked together to row the surfboat.

خدمه برای راندن قایق نجات با هم همکاری کردند.

safety equipment is essential when using a surfboat.

تجهیزات ایمنی هنگام استفاده از قایق نجات ضروری است.

they enjoyed a thrilling ride in the surfboat.

آنها از یک سواری هیجان انگیز در قایق نجات لذت بردند.

he learned how to steer the surfboat effectively.

او یاد گرفت که چگونه به طور موثر قایق نجات را هدایت کند.

the surfboat capsized, but everyone was rescued.

قایق نجات واژگون شد، اما همه نجات یافتند.

surfboats are commonly used in lifeguard training.

قایق‌های نجات معمولاً در آموزش غریق نجات استفاده می‌شوند.

they participated in a surfboat competition last weekend.

آنها در یک مسابقه قایقرانی در آخر هفته گذشته شرکت کردند.

after the storm, the surfboat was found washed ashore.

بعد از طوفان، قایق نجات در ساحل پیدا شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید