surmounted

[ایالات متحده]/səˈmaʊntɪd/
[بریتانیا]/sərˈmaʊntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بر مشکلات غلبه کرد; در بالای ایستاد; در بالای قرار داد

عبارات و ترکیب‌ها

surmounted challenges

غلبه بر چالش‌ها

surmounted obstacles

غلبه بر موانع

surmounted difficulties

غلبه بر سختی‌ها

surmounted fears

غلبه بر ترس‌ها

surmounted limits

غلبه بر محدودیت‌ها

surmounted setbacks

غلبه بر پسرفت‌ها

surmounted barriers

غلبه بر سدها

surmounted issues

غلبه بر مشکلات

surmounted trials

غلبه بر آزمون‌ها

جملات نمونه

she surmounted many obstacles to achieve her dream.

او با غلبه بر بسیاری از موانع، به رویای خود دست یافت.

the mountain climbers surmounted the steep cliffs with determination.

کوهنوردان با عزمی راسخ، صخره‌های شیب‌دار را فتح کردند.

he surmounted his fears and spoke in front of the crowd.

او بر ترس‌های خود غلبه کرد و در مقابل جمعیت صحبت کرد.

the team surmounted their differences to work together effectively.

تیم بر اختلافات خود غلبه کرد تا به طور موثر با هم همکاری کنند.

she surmounted the challenges of her new job with grace.

او با وقار، بر چالش‌های شغل جدید خود غلبه کرد.

the athlete surmounted injuries to compete in the finals.

ورزشکار با غلبه بر آسیب‌دیدگی‌ها در مسابقات نهایی شرکت کرد.

they surmounted the language barrier to communicate successfully.

آنها بر موانع زبانی غلبه کردند تا به طور موفقیت‌آمیزی ارتباط برقرار کنند.

he surmounted his initial doubts and joined the project.

او بر تردیدهای اولیه‌اش غلبه کرد و به پروژه پیوست.

the community surmounted the crisis through unity and support.

جامعه با وحدت و حمایت بر بحران غلبه کرد.

after years of hard work, she finally surmounted her limitations.

پس از سال‌ها تلاش سخت، او سرانجام بر محدودیت‌های خود غلبه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید