surmullet

[ایالات متحده]/ˈsɜːrˌmʌlɪt/
[بریتانیا]/ˈsɜrˌmʌlɪt/

ترجمه

n. نوعی ماهی معروف به سرگوسفندی؛ سرمُلت طلایی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

surmullet fishing

ماهیگیری سورتولیت

surmullet recipe

دستور العمل سورتولیت

surmullet species

گونه های سورتولیت

surmullet habitat

زیستگاه سورتولیت

surmullet catch

گرفتن سورتولیت

surmullet market

بازار سورتولیت

surmullet export

صادرات سورتولیت

surmullet population

جمعیت سورتولیت

surmullet fishing gear

تجهیزات ماهیگیری سورتولیت

surmullet culinary

آشپزی سورتولیت

جملات نمونه

the chef prepared a delicious surmullet dish for the guests.

سرآشپز یک غذای خوشمزه سوردول برای مهمانان آماده کرد.

surmullet is often found in mediterranean cuisine.

سوردول اغلب در آشپزی مدیترانه ای یافت می شود.

we caught several surmullet during our fishing trip.

ما در طول سفر ماهیگیری خود چندین سوردول گرفتیم.

surmullet has a unique flavor that seafood lovers enjoy.

سوردول طعم منحصر به فردی دارد که دوستداران غذاهای دریایی از آن لذت می برند.

many restaurants feature surmullet on their seafood menu.

بسیاری از رستوران ها سوردول را در منوی غذاهای دریایی خود ارائه می دهند.

surmullet is a popular choice for grilling.

سوردول یک انتخاب محبوب برای باربیکیو است.

she ordered surmullet with lemon and herbs.

او سوردول با لیمو و گیاهان سفارش داد.

surmullet can be found in both fresh and saltwater.

سوردول را می توان هم در آب شیرین و هم در آب شور یافت.

he learned how to cook surmullet from his grandmother.

او یاد گرفت که چگونه سوردول را از مادربزرگش بپزد.

eating surmullet is a delightful experience for many.

خوردن سوردول یک تجربه لذت بخش برای بسیاری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید