surrenderers

[ایالات متحده]/sə'rendərəz/
[بریتانیا]/sə'rendərz/

ترجمه

n. کسانی که تسلیم می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

brave surrenderers

تسلیم‌شدگان شجاع

surrenderers' choice

انتخاب تسلیم‌شدگان

loyal surrenderers

تسلیم‌شدگان وفادار

surrenderers unite

تسلیم‌شدگان متحد شوند

surrenderers' fate

سرنوشت تسلیم‌شدگان

surrenderers' rights

حقوق تسلیم‌شدگان

surrenderers' plea

التماس تسلیم‌شدگان

surrenderers' alliance

ائتلاف تسلیم‌شدگان

surrenderers' honor

افتخار تسلیم‌شدگان

surrenderers' legacy

میراث تسلیم‌شدگان

جملات نمونه

the surrenderers were treated with respect after their decision.

تسلیم‌شدگان پس از تصمیمشان با احترام مورد احترام قرار گرفتند.

many surrenderers were given a chance to reintegrate into society.

بسیاری از تسلیم‌شدگان فرصتی برای بازگشت به جامعه داشتند.

the terms for the surrenderers were negotiated carefully.

شرایط تسلیم‌شدگان با دقت مذاکره شد.

some surrenderers faced challenges in adapting to their new lives.

برخی از تسلیم‌شدگان با چالش‌هایی در تطبیق با زندگی جدید خود روبرو بودند.

the government provided support for the surrenderers.

دولت از تسلیم‌شدگان حمایت کرد.

former enemies became allies after the surrenderers' actions.

دشمنان سابق پس از اقدامات تسلیم‌شدگان به متحد تبدیل شدند.

the surrenderers' motives were often questioned.

انگیزه‌های تسلیم‌شدگان اغلب مورد سوال قرار می‌گرفت.

documentaries often highlight the stories of surrenderers.

فیلم‌های مستند اغلب داستان‌های تسلیم‌شدگان را برجسته می‌کنند.

in history, surrenderers have played a crucial role in peace treaties.

در تاریخ، تسلیم‌شدگان نقش مهمی در پیمان‌های صلح ایفا کرده‌اند.

the plight of the surrenderers was a topic of discussion.

وضعیت تسلیم‌شدگان موضوع بحث بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید