survivals

[ایالات متحده]/səˈvaɪvəlz/
[بریتانیا]/sərˈvaɪvəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت ادامه زندگی یا وجود، به ویژه در برابر خطر یا سختی؛ مردم یا چیزهایی که پس از یک فاجعه یا رویداد باقی می‌مانند؛ بقایای یا آثار از گذشته؛ سنت‌ها یا آدابی که از گذشته ادامه یافته‌اند.

عبارات و ترکیب‌ها

survivals skills

مهارت‌های بقا

survivals rate

نرخ بقا

survivals instinct

غریزه بقا

survivals guide

راهنمای بقا

survivals analysis

تجزیه و تحلیل بقا

survivals strategies

استراتژی‌های بقا

survivals stories

داستان‌های بقا

survivals training

آموزش بقا

survivals techniques

تکنیک‌های بقا

survivals mindset

نگرش بقا

جملات نمونه

many species face challenges for their survivals.

بسیاری از گونه‌ها با چالش‌هایی برای بقای خود روبرو هستند.

the survivals of ancient cultures are fascinating.

بقای فرهنگ‌های باستانی جذاب است.

survivals in harsh environments require unique adaptations.

بقای در محیط‌های سخت نیاز به سازگاری‌های منحصربه‌فرد دارد.

survivals of the fittest is a key concept in evolution.

بقای مناسب‌ترین‌ها یک مفهوم کلیدی در تکامل است.

conservation efforts are crucial for the survivals of endangered species.

تلاش‌های حفاظتی برای بقای گونه‌های در معرض خطر بسیار مهم است.

survivals often depend on access to food and water.

بقایا اغلب به دسترسی به غذا و آب بستگی دارد.

survivals in the wild can be incredibly challenging.

بقای در طبیعت می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز باشد.

human survivals after natural disasters rely on community support.

بقای انسان‌ها پس از بلایای طبیعی به حمایت جامعه بستگی دارد.

studying animal survivals helps us understand ecosystems.

مطالعه بقای حیوانات به ما کمک می‌کند تا اکوسیستم‌ها را درک کنیم.

the survivals of certain plants can inspire new agricultural methods.

بقای برخی گیاهان می‌تواند الهام‌بخش روش‌های کشاورزی جدید باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید