surya

[ایالات متحده]/ˈsʊəriə/
[بریتانیا]/ˈsʊriə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام شخصی از اصل هندی که به معنای "خورشید" است
شکل‌های واژه
جمعsuryas

عبارات و ترکیب‌ها

surya namaskar

سُریا نماسکار

surya's rays

نورهای سُریا

the surya

سُریا

surya god

خدای سُریا

morning surya

سُریا صبح

surya light

نور سُریا

golden surya

سُریا طلایی

surya worship

پرستش سُریا

suryas rise

سُریاها بالا می‌روند

ancient surya

سُریا باستانی

جملات نمونه

the surya rises every morning over the mountains

سوریا هر صبح روی کوه‌ها می‌آفتاب بزند

we need more surya energy to power this village

ما نیاز به بیشتر انرژی سوریا برای تأمین برق این روستا داریم

the surya rays feel warm on my skin

نورهای سوریا روی پوست من گرم حس می‌شود

scientists study surya radiation patterns

دانشمندان الگوهای تابش سوریا را مطالعه می‌کنند

my grandfather uses a surya clock to tell time

پدربزرگ من از ساعت سوریا برای خواندن زمان استفاده می‌کند

the surya set behind the ocean horizon

سوریا پشت افق اقیانوس غروب کرد

apply surya protection before going outside

قبل از خارج رفتن حفاظت از سوریا را اعمال کنید

the surya panels generate clean electricity

پنل‌های سوریا برق تمیز تولید می‌کنند

ancient people worshipped surya as a god

مردم باستان سوریا را به عنوان یک خدایی عبادت می‌کردند

the surya heat dried the clothes quickly

گرماي سوریا باعث خشک شدن لباس‌ها به سرعت شد

a surya eclipse is a rare phenomenon

خورشید گرفتگی یک پدیده نادر است

the surya constant measures solar radiation

ثابت سوریا تابش خورشید را اندازه گیری می‌کند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید