suspenses

[ایالات متحده]/səˈspɛnsɪz/
[بریتانیا]/səˈspɛnsɪz/

ترجمه

n. وضعیت نامشخص یا پرتنش؛ حالت اضطراب؛ حالت عدم تصمیم‌گیری

عبارات و ترکیب‌ها

heightened suspenses

افزایش تعلیق‌ها

suspenses build

تعلیق‌ها شکل می‌گیرند

suspenses rise

تعلیق‌ها افزایش می‌یابند

suspenses unfold

تعلیق‌ها آشکار می‌شوند

suspenses linger

تعلیق‌ها طولانی می‌شوند

suspenses escalate

تعلیق‌ها تشدید می‌شوند

suspenses intensify

تعلیق‌ها شدیدتر می‌شوند

suspenses abound

تعلیق‌ها فراوان هستند

suspenses emerge

تعلیق‌ها ظاهر می‌شوند

suspenses diminish

تعلیق‌ها کاهش می‌یابند

جملات نمونه

the movie was full of suspenses that kept the audience on the edge of their seats.

فیلم مملو از تعلیق بود که مخاطبان را در لبه صندلی‌هایشان نگه داشت.

suspenses in the plot can make a story more engaging.

تعلیق در داستان می‌تواند داستان را جذاب‌تر کند.

she loves reading books that are filled with suspenses.

او عاشق خواندن کتاب‌هایی است که مملو از تعلیق هستند.

the author skillfully built up the suspenses throughout the novel.

نویسنده به طرز ماهرانه‌ای تعلیق را در طول داستان پیش برد.

every chapter ended with a cliffhanger, increasing the suspenses.

هر فصل با یک نقطه اوج به پایان می‌رسید و تعلیق را افزایش می‌داد.

suspenses can create a thrilling atmosphere in films.

تعلیق می‌تواند فضایی هیجان‌انگیز در فیلم ایجاد کند.

he enjoyed the suspenses that unfolded during the mystery game.

او از تعلیقی که در طول بازی معمایی آشکار شد لذت برد.

the suspenses in her voice hinted at her uncertainty.

تعلیق در صدای او به عدم اطمینان او اشاره داشت.

they built up the suspenses leading to the big reveal.

آنها تعلیق را تا زمان آشکارسازی بزرگ افزایش دادند.

suspenses are essential for keeping the audience engaged.

تعلیق برای حفظ علاقه مخاطبان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید