suspirations

[ایالات متحده]/sʌsˈpɪəreɪʃənz/
[بریتانیا]/səˌspɪəˈreɪʃənz/

ترجمه

n. عمل آه کشیدن; صدایی که با آه کشیدن ایجاد می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

deep suspirations

نفس‌های عمیق

silent suspirations

نفس‌های خاموش

gentle suspirations

نفس‌های ملایم

soft suspirations

نفس‌های آرام

quiet suspirations

نفس‌های بی‌صدا

heavy suspirations

نفس‌های سنگین

frequent suspirations

نفس‌های مکرر

softened suspirations

نفس‌های ملایم‌تر

wistful suspirations

نفس‌های آکنده از حسرت

fleeting suspirations

نفس‌های زودگذر

جملات نمونه

her suspirations about the future filled the room with a sense of hope.

اشتیاق او نسبت به آینده، اتاق را با حسی از امید پر کرد.

he expressed his suspirations through poetry and art.

او اشتیاق‌های خود را از طریق شعر و هنر بیان کرد.

during the meeting, her suspirations were evident in her tone.

در طول جلسه، اشتیاق‌های او در لحنش آشکار بود.

his suspirations reflected his deep longing for connection.

اشتیاق‌های او نشان‌دهنده اشتیاق عمیق او به ارتباط بود.

the artist's work was filled with suspirations of lost love.

آثار هنرمند با اشتیاق‌های عشق گمشده پر شده بود.

her suspirations about the past often haunted her dreams.

اشتیاق‌های او نسبت به گذشته اغلب رویاهایش را آزار می‌داد.

in his speech, he shared his suspirations for a better world.

در سخنرانی خود، او اشتیاق‌های خود را برای دنیایی بهتر به اشتراک گذاشت.

they exchanged suspirations about their shared experiences.

آنها اشتیاق‌های خود را در مورد تجربیات مشترک خود رد و بدل کردند.

her suspirations were a mix of joy and sorrow.

اشتیاق‌های او ترکیبی از شادی و غم بود.

his suspirations during the performance captivated the audience.

اشتیاق‌های او در طول اجرا مخاطبان را مجذوب خود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید