suspired

[ایالات متحده]/səˈspaɪəd/
[بریتانیا]/səˈspaɪrd/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکتی از suspire

عبارات و ترکیب‌ها

suspired feeling

احساس تعجب‌آور

suspired sigh

نفس عمیق

suspired glance

نگاه سریع

suspired breath

نفس کوتاه

suspired look

نگاه خیره

suspired mood

حالت روحی

suspired tone

لحن خاص

suspired heart

قلب مشتاق

suspired moment

لحظه خاص

suspired thought

فکر سریع

جملات نمونه

she suspired at the beautiful sunset.

او با تحسین به غروب خورشید زیبا نگاه کرد.

he suspired with relief after finishing the exam.

او با خیال راحت نفس کشید بعد از اتمام امتحان.

they suspired in awe at the magnificent architecture.

آنها با حیرت و تحسین به معماری باشکوه نگاه کردند.

she suspired deeply, contemplating her next move.

او عمیقاً نفس کشید و در حال فکر کردن به حرکت بعدی خود بود.

he suspired when he heard the sad news.

او وقتی خبرهای ناراحت کننده را شنید، نفس کشید.

we suspired together, sharing our worries.

ما با هم نفس کشیدیم و نگرانی های خود را با هم در میان گذاشتیم.

she suspired at the thought of leaving her hometown.

او با فکر ترک زادگاهش نفس کشید.

he suspired, realizing he had forgotten the meeting.

او با این حال که جلسه را فراموش کرده بود، نفس کشید.

they suspired at the unexpected turn of events.

آنها با توجه به تغییرات غیرمنتظره، نفس کشیدند.

she suspired softly, wishing for better days.

او با لحنی آرام نفس کشید و برای روزهای بهتر آرزو کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید