swabbed

[ایالات متحده]/swɒbd/
[بریتانیا]/swɑːbd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته swab; برای پاک کردن یا تمیز کردن (چیزی) با swab; برای شستن (چیزی) با مپ یا پارچه

عبارات و ترکیب‌ها

swabbed for testing

برای انجام آزمایش نمونه‌برداری شد

swabbed the area

منطقه را نمونه‌برداری کرد

swabbed clean

به طور کامل نمونه‌برداری شد

swabbed with alcohol

با الکل نمونه‌برداری شد

swabbed the surface

سطح را نمونه‌برداری کرد

swabbed for samples

برای جمع‌آوری نمونه‌ها نمونه‌برداری شد

swabbed the wound

زخم را نمونه‌برداری کرد

swabbed and tested

نمونه‌برداری و آزمایش شد

swabbed the nose

بینی را نمونه‌برداری کرد

swabbed for covid

برای بررسی کرونا نمونه‌برداری شد

جملات نمونه

he swabbed the surface to check for contamination.

او سطح را برای بررسی آلودگی تمیز کرد.

the nurse swabbed the patient's throat for a test.

پرستار برای انجام آزمایش گلوگاه بیمار را تمیز کرد.

she swabbed the floor after the spill.

او کف را پس از ریختن تمیز کرد.

they swabbed the samples for further analysis.

نمونه ها برای تجزیه و تحلیل بیشتر تمیز شدند.

the technician swabbed the equipment to ensure it was clean.

تکنسین تجهیزات را برای اطمینان از تمیزی آن تمیز کرد.

after the accident, they swabbed the area for evidence.

پس از حادثه، آنها منطقه را برای یافتن سرنخ تمیز کردند.

he swabbed his cheek for a dna test.

او گونه خود را برای آزمایش DNA تمیز کرد.

the lab technician swabbed the petri dish with bacteria.

تکنسین آزمایشگاه ظرف پتری را با باکتری تمیز کرد.

she swabbed the wound gently to clean it.

او به آرامی زخم را برای تمیز کردن آن تمیز کرد.

the doctor swabbed the area before the injection.

پزشک منطقه را قبل از تزریق تمیز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید