swabbing technique
تکنیک نمونهبرداری سطحی
swabbing process
فرآیند نمونهبرداری سطحی
swabbing kit
کیت نمونهبرداری سطحی
swabbing procedure
روش نمونهبرداری سطحی
swabbing sample
نمونه نمونهبرداری سطحی
swabbing method
روش نمونهبرداری
swabbing surface
سطح نمونهبرداری
swabbing area
منطقه نمونهبرداری
swabbing test
تست نمونهبرداری
swabbing the surface helped eliminate the bacteria.
تمیز کردن سطح به از بین بردن باکتریها کمک کرد.
the doctor recommended swabbing the throat for tests.
پزشک برای انجام آزمایش، استفاده از سواب را توصیه کرد.
after swabbing, the results showed no signs of infection.
پس از سواب، نتایج هیچ نشانه ای از عفونت را نشان نداد.
swabbing is essential for maintaining hygiene in labs.
سواب برای حفظ بهداشت در آزمایشگاه ها ضروری است.
they are swabbing the area to prepare for the inspection.
آنها در حال سواب کردن منطقه برای آمادگی بازرسی هستند.
swabbing the floors regularly can prevent illness.
تمیز کردن منظم کف ها با سواب می تواند از بیماری جلوگیری کند.
the team is swabbing samples from various surfaces.
تیم در حال سواب کردن نمونه ها از سطوح مختلف است.
swabbing is a quick way to check for contamination.
سواب راه سریعی برای بررسی آلودگی است.
before the surgery, the nurse was swabbing the patient's arm.
قبل از جراحی، پرستار در حال سواب کردن بازوی بیمار بود.
swabbing can be done with a cotton swab or a sponge.
سواب را می توان با یک سواب پنبه ای یا یک اسفج انجام داد.
swabbing technique
تکنیک نمونهبرداری سطحی
swabbing process
فرآیند نمونهبرداری سطحی
swabbing kit
کیت نمونهبرداری سطحی
swabbing procedure
روش نمونهبرداری سطحی
swabbing sample
نمونه نمونهبرداری سطحی
swabbing method
روش نمونهبرداری
swabbing surface
سطح نمونهبرداری
swabbing area
منطقه نمونهبرداری
swabbing test
تست نمونهبرداری
swabbing the surface helped eliminate the bacteria.
تمیز کردن سطح به از بین بردن باکتریها کمک کرد.
the doctor recommended swabbing the throat for tests.
پزشک برای انجام آزمایش، استفاده از سواب را توصیه کرد.
after swabbing, the results showed no signs of infection.
پس از سواب، نتایج هیچ نشانه ای از عفونت را نشان نداد.
swabbing is essential for maintaining hygiene in labs.
سواب برای حفظ بهداشت در آزمایشگاه ها ضروری است.
they are swabbing the area to prepare for the inspection.
آنها در حال سواب کردن منطقه برای آمادگی بازرسی هستند.
swabbing the floors regularly can prevent illness.
تمیز کردن منظم کف ها با سواب می تواند از بیماری جلوگیری کند.
the team is swabbing samples from various surfaces.
تیم در حال سواب کردن نمونه ها از سطوح مختلف است.
swabbing is a quick way to check for contamination.
سواب راه سریعی برای بررسی آلودگی است.
before the surgery, the nurse was swabbing the patient's arm.
قبل از جراحی، پرستار در حال سواب کردن بازوی بیمار بود.
swabbing can be done with a cotton swab or a sponge.
سواب را می توان با یک سواب پنبه ای یا یک اسفج انجام داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید