swad

[ایالات متحده]/swæd/
[بریتانیا]/swæd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گروه یا دسته؛ یک خوشه؛ یک گروه (عامیانه)
Word Forms
جمعswads

عبارات و ترکیب‌ها

swad of sugar

طعم شکر

swad of spice

طعم ادویه

swad of joy

طعم شادی

swad of love

طعم عشق

swad of salt

طعم نمک

swad of cream

طعم خامه

swad of herbs

طعم گیاهان

swad of laughter

طعم خنده

swad of fun

طعم تفریح

swad of kindness

طعم مهربانی

جملات نمونه

she decided to swad the baby in a warm blanket.

او تصمیم گرفت نوزاد را در یک پتو گرم پیچید.

the nurse will swad the newborn for comfort.

پرستار نوزاد را برای راحتی پیچ خواهد کرد.

he learned how to swad his child effectively.

او یاد گرفت که چگونه به طور موثر کودک خود را پیچید.

parents often swad their infants to help them sleep.

والدین اغلب نوزادان خود را برای کمک به خوابیدنشان پیچیدند.

to swad properly, ensure the baby’s arms are snug.

برای پیچیدن به درستی، اطمینان حاصل کنید که دست‌های نوزاد محکم هستند.

she used a soft fabric to swad her baby.

او از یک پارچه نرم برای پیچیدن نوزاد خود استفاده کرد.

learning to swad can be a helpful skill for new parents.

یادگیری پیچیدن می تواند یک مهارت مفید برای والدین جدید باشد.

he watched a tutorial on how to swad a baby.

او یک آموزش در مورد نحوه پیچیدن یک نوزاد تماشا کرد.

it's important to swad the baby without restricting movement.

مهم است که نوزاد را بدون محدود کردن حرکت پیچید.

they chose to swad their child in a breathable material.

آنها تصمیم گرفتند نوزاد خود را در یک ماده قابل تنفس پیچیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید