| جمع | swads |
swad of sugar
طعم شکر
swad of spice
طعم ادویه
swad of joy
طعم شادی
swad of love
طعم عشق
swad of salt
طعم نمک
swad of cream
طعم خامه
swad of herbs
طعم گیاهان
swad of laughter
طعم خنده
swad of fun
طعم تفریح
swad of kindness
طعم مهربانی
she decided to swad the baby in a warm blanket.
او تصمیم گرفت نوزاد را در یک پتو گرم پیچید.
the nurse will swad the newborn for comfort.
پرستار نوزاد را برای راحتی پیچ خواهد کرد.
he learned how to swad his child effectively.
او یاد گرفت که چگونه به طور موثر کودک خود را پیچید.
parents often swad their infants to help them sleep.
والدین اغلب نوزادان خود را برای کمک به خوابیدنشان پیچیدند.
to swad properly, ensure the baby’s arms are snug.
برای پیچیدن به درستی، اطمینان حاصل کنید که دستهای نوزاد محکم هستند.
she used a soft fabric to swad her baby.
او از یک پارچه نرم برای پیچیدن نوزاد خود استفاده کرد.
learning to swad can be a helpful skill for new parents.
یادگیری پیچیدن می تواند یک مهارت مفید برای والدین جدید باشد.
he watched a tutorial on how to swad a baby.
او یک آموزش در مورد نحوه پیچیدن یک نوزاد تماشا کرد.
it's important to swad the baby without restricting movement.
مهم است که نوزاد را بدون محدود کردن حرکت پیچید.
they chose to swad their child in a breathable material.
آنها تصمیم گرفتند نوزاد خود را در یک ماده قابل تنفس پیچیدند.
swad of sugar
طعم شکر
swad of spice
طعم ادویه
swad of joy
طعم شادی
swad of love
طعم عشق
swad of salt
طعم نمک
swad of cream
طعم خامه
swad of herbs
طعم گیاهان
swad of laughter
طعم خنده
swad of fun
طعم تفریح
swad of kindness
طعم مهربانی
she decided to swad the baby in a warm blanket.
او تصمیم گرفت نوزاد را در یک پتو گرم پیچید.
the nurse will swad the newborn for comfort.
پرستار نوزاد را برای راحتی پیچ خواهد کرد.
he learned how to swad his child effectively.
او یاد گرفت که چگونه به طور موثر کودک خود را پیچید.
parents often swad their infants to help them sleep.
والدین اغلب نوزادان خود را برای کمک به خوابیدنشان پیچیدند.
to swad properly, ensure the baby’s arms are snug.
برای پیچیدن به درستی، اطمینان حاصل کنید که دستهای نوزاد محکم هستند.
she used a soft fabric to swad her baby.
او از یک پارچه نرم برای پیچیدن نوزاد خود استفاده کرد.
learning to swad can be a helpful skill for new parents.
یادگیری پیچیدن می تواند یک مهارت مفید برای والدین جدید باشد.
he watched a tutorial on how to swad a baby.
او یک آموزش در مورد نحوه پیچیدن یک نوزاد تماشا کرد.
it's important to swad the baby without restricting movement.
مهم است که نوزاد را بدون محدود کردن حرکت پیچید.
they chose to swad their child in a breathable material.
آنها تصمیم گرفتند نوزاد خود را در یک ماده قابل تنفس پیچیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید