swagman

[ایالات متحده]/ˈswæɡ.mən/
[بریتانیا]/ˈswæɡˌmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد بی‌خانمان یا ولگرد؛ کسی که کالاهای دزدی را می‌خرد
Word Forms
جمعswagmen

عبارات و ترکیب‌ها

swagman style

سبک سوگمن

swagman life

زندگی سوگمن

swagman culture

فرهنگ سوگمن

swagman spirit

روح سوگمن

swagman tales

داستان‌های سوگمن

swagman journey

سفر سوگمن

swagman adventures

ماجراهای سوگمن

swagman tradition

آد و رسوم سوگمن

swagman anthem

سرود سوگمن

swagman community

جامعه سوگمن

جملات نمونه

the swagman traveled across the outback with his belongings.

سواگمن با متعلقات خود در سراسر بیابان سفر کرد.

many stories are told about the adventures of the swagman.

داستان‌های زیادی در مورد ماجراهای سواگمن تعریف می‌شود.

the swagman sang a song by the campfire.

سواگمن کنار آتش کمپ، یک آهنگ خواند.

in australia, the swagman is a symbol of freedom and adventure.

در استرالیا، سواگمن نمادی از آزادی و ماجراجویی است.

the swagman carried his swag on his back.

سواگمن کوله‌پشتی خود را بر دوش حمل می‌کرد.

children love the story of the swagman and the billabong.

کودکان داستان سواگمن و بیلبونگ را دوست دارند.

as a swagman, he learned to live off the land.

به عنوان یک سواگمن، او یاد گرفت که چگونه از زمین امرار معاش کند.

the swagman's journey was filled with challenges.

سفر سواگمن با چالش‌ها همراه بود.

he dreamed of being a swagman, roaming the countryside.

او رویای سواگمن بودن و گشت و گذار در روستاها را داشت.

the swagman found a quiet spot to rest for the night.

سواگمن یک مکان آرام برای استراحت شبانه پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید