swamplands

[ایالات متحده]/'swɒmplænd/
[بریتانیا]/'swɑmplænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه باتلاقی که اغلب سیل زده است

جملات نمونه

The hikers got lost in the swampland.

گردشگران در مرداب گم شدند.

The swampland is home to many different species of birds.

مرداب زیستگاه بسیاری از گونه‌های مختلف پرندگان است.

The developers are planning to drain the swampland for a new housing project.

توسعه‌دهندگان قصد دارند مرداب را برای یک پروژه مسکونی جدید تخلیه کنند.

The biologist conducted a study on the ecosystem of the swampland.

زیست‌شناس مطالعه‌ای در مورد اکوسیستم مرداب انجام داد.

The swampland provides a habitat for various amphibians and reptiles.

مرداب زیستگاه انواع دوزیستان و خزندگان را فراهم می‌کند.

The government is working on preserving the swampland as a protected area.

دولت در حال تلاش برای حفظ مرداب به عنوان یک منطقه حفاظت‌شده است.

The swampland is teeming with mosquitoes during the summer months.

در طول ماه‌های تابستان، مرداب مملو از پشه‌ است.

Local legends speak of mysterious creatures that dwell in the depths of the swampland.

افسانه های محلی از موجودات مرموزی صحبت می کنند که در اعماق مرداب زندگی می کنند.

The researchers are investigating the impact of climate change on the swampland ecosystem.

محققان در حال بررسی تأثیر تغییرات آب و هوایی بر اکوسیستم مرداب هستند.

The swampland is a crucial part of the region's water cycle.

مرداب بخشی حیاتی از چرخه آب منطقه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید