swankier

[ایالات متحده]/'swæŋkɪ/
[بریتانیا]/'swæŋki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جلب توجه کننده; مد روز; تمایل به خودنمایی
n. جوان فعال و خوش قیافه

جملات نمونه

directors with swanky company cars.

مدیرانی با اتومبیل‌های شرکتی مجلل

FOR all its paradisal waters, golden dunes and swanky “eco-lodges”, life in Kenya's coastal district of Kiunga, just a few miles from the border with Somalia, is hard.

با وجود آب‌های بهشتی، تپه‌های شنی طلایی و اقامتگاه‌های “اکولوژیکی” مجلل، زندگی در منطقه ساحلی کیونگا در کنیا، تنها چند مایلی با مرز سومالی، دشوار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید