swear-words

[ایالات متحده]/ˈswɛəˌwɜːd/
[بریتانیا]/ˈswɛrˌwɜrd/

ترجمه

n. کلمه‌ای توهین‌آمیز یا بی‌ادبانه؛ لعنت

عبارات و ترکیب‌ها

swear-word usage

استفاده از الفاظ رکیک

avoid swear-words

اجتناب از الفاظ رکیک

hear a swear-word

شنیدن یک لفظ رکیک

swear-word challenge

چالش الفاظ رکیک

using swear-words

استفاده از الفاظ رکیک

swear-words fly

الفاظ رکیک پرتاب می شوند

swear-word list

لیست الفاظ رکیک

no swear-words

بدون الفاظ رکیک

جملات نمونه

he let out a swear-word when he dropped his phone.

او وقتی تلفن همراهش را انداخت، یک کلمه رکیک گفت.

i told her not to use swear-words in front of the children.

به او گفتم که جلوی بچه ها از کلمات رکیک استفاده نکند.

the driver yelled a swear-word at the pedestrian.

راننده به عابر پیاده یک کلمه رکیک داد.

he slipped and muttered a swear-word under his breath.

او لیز خورد و زیر لب یک کلمه رکیک زمزمه کرد.

she apologized for accidentally using a swear-word.

او به خاطر استفاده ناخواسته از یک کلمه رکیک عذرخواهی کرد.

the referee warned him against using swear-words.

داور به او در مورد استفاده از کلمات رکیک هشدار داد.

he quickly retracted his statement after using a swear-word.

او بعد از استفاده از یک کلمه رکیک، به سرعت اظهارات خود را پس گرفت.

the comedian's routine was full of swear-words.

اجرای کمدین پر از کلمات رکیک بود.

i tried to avoid using swear-words in my vocabulary.

سعی کردم از استفاده از کلمات رکیک در دایره واژگانم خودداری کنم.

the argument escalated when someone used a particularly nasty swear-word.

بحث زمانی تشدید شد که کسی از یک کلمه رکیک بسیار زننده استفاده کرد.

he apologized for his outburst and the swear-word he used.

او برای خشمگین بودنش و کلمه رکیکی که استفاده کرد عذرخواهی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید