sweetpea

[ایالات متحده]/ˈswiːt.piː/
[بریتانیا]/ˈswiːt.piː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی گلدار که به خاطر گل‌های خوشبویش شناخته می‌شود
Word Forms
جمعsweetpeas

عبارات و ترکیب‌ها

sweetpea flower

گل شیرین‌پی

sweetpea garden

باغچه شیرین‌پی

sweetpea scent

عطر شیرین‌پی

sweetpea seeds

دانه‌های شیرین‌پی

sweetpea color

رنگ شیرین‌پی

sweetpea plant

گیاه شیرین‌پی

sweetpea bloom

شکوفه شیرین‌پی

sweetpea bouquet

بوکه شیرین‌پی

sweetpea vine

ساقه شیرین‌پی

sweetpea love

عشق شیرین‌پی

جملات نمونه

she called her daughter sweetpea as a term of endearment.

او دخترش را به عنوان نشانه‌ای از محبت، اسویتپیا صدا می‌کرد.

sweetpea flowers bloom beautifully in the spring.

گل‌های اسویتپیا در بهار به زیبایی شکوفه می‌دهند.

he brought her sweetpea cupcakes for her birthday.

او برای تولدش کیک‌های اسویتپیا برایش آورد.

sweetpea is my favorite flower because of its lovely scent.

اسویتپیا مورد علاقه من است به دلیل عطر دلپذیرش.

they planted sweetpea seeds in their garden.

آنها دانه‌های اسویتپیا را در باغ خود کاشتند.

he wrote a poem about his sweetpea, expressing his love.

او در مورد اسویتپیا خود شعر نوشت و عشق خود را بیان کرد.

sweetpea vines can grow quite tall if given support.

سرشاخه‌های اسویتپیا می‌توانند اگر از آن‌ها حمایت شود، بسیار بلند شوند.

she wore a dress with a sweetpea pattern to the party.

او لباسی با طرح اسویتپیا به مهمانی پوشید.

sweetpea tea is known for its calming properties.

چای اسویتپیا به دلیل خواص آرام‌بخش آن شناخته شده است.

he affectionately called his dog sweetpea.

او به طور محبت‌آمیز سگ خود را اسویتپیا صدا می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید