swills beer
نوشیدن آبجو
swills wine
نوشیدن شراب
swills water
نوشیدن آب
swills coffee
نوشیدن قهوه
swills soda
نوشیدن نوشابه
swills rum
نوشیدن رم
swills juice
نوشیدن آبمیوه
swills tea
نوشیدن چای
swills milk
نوشیدن شیر
swills spirits
نوشیدن مشروبات الکلی
the dog swills water from the bowl eagerly.
سگ با اشتیاق آب را از کاسه مینوشد.
he swills his drink before heading out.
او قبل از بیرون رفتن نوشیدنی خود را مینوشد.
the child swills the juice all over the table.
کودک تمام آبمیوه را روی میز مینوشد.
she swills the wine in the glass to enhance the aroma.
او شراب را در لیوان مینوشد تا عطر آن را تقویت کند.
the athlete swills water to stay hydrated during the game.
ورزشکار برای حفظ آب بدن در طول مسابقه آب مینوشد.
after the meal, he swills down a cup of coffee.
بعد از غذا، او یک فنجان قهوه مینوشد.
the pig swills in the muddy water happily.
خوک با خوشحالی در آب گلآلود مینوشد.
she swills mouthwash to freshen her breath.
او برای طراوت بخشیدن به نفس خود، دهانشویه مینوشد.
he swills the soda while watching the game.
او در حین تماشای مسابقه، نوشابه مینوشد.
the bartender swills the leftover drinks into the sink.
بارتندر نوشیدنیهای باقیمانده را داخل سینک مینوشد.
swills beer
نوشیدن آبجو
swills wine
نوشیدن شراب
swills water
نوشیدن آب
swills coffee
نوشیدن قهوه
swills soda
نوشیدن نوشابه
swills rum
نوشیدن رم
swills juice
نوشیدن آبمیوه
swills tea
نوشیدن چای
swills milk
نوشیدن شیر
swills spirits
نوشیدن مشروبات الکلی
the dog swills water from the bowl eagerly.
سگ با اشتیاق آب را از کاسه مینوشد.
he swills his drink before heading out.
او قبل از بیرون رفتن نوشیدنی خود را مینوشد.
the child swills the juice all over the table.
کودک تمام آبمیوه را روی میز مینوشد.
she swills the wine in the glass to enhance the aroma.
او شراب را در لیوان مینوشد تا عطر آن را تقویت کند.
the athlete swills water to stay hydrated during the game.
ورزشکار برای حفظ آب بدن در طول مسابقه آب مینوشد.
after the meal, he swills down a cup of coffee.
بعد از غذا، او یک فنجان قهوه مینوشد.
the pig swills in the muddy water happily.
خوک با خوشحالی در آب گلآلود مینوشد.
she swills mouthwash to freshen her breath.
او برای طراوت بخشیدن به نفس خود، دهانشویه مینوشد.
he swills the soda while watching the game.
او در حین تماشای مسابقه، نوشابه مینوشد.
the bartender swills the leftover drinks into the sink.
بارتندر نوشیدنیهای باقیمانده را داخل سینک مینوشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید