swipe

[ایالات متحده]/swaɪp/
[بریتانیا]/swaɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ضربه یا انتقاد قوی
vt. & vi. دزدی کردن یا سرقت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

swipe left

کشیدن به چپ

swipe right

کشیدن به راست

swipe up

کشیدن به بالا

swipe down

کشیدن به پایین

جملات نمونه

She made a swipe at the mosquito.

او سعی کرد پشه‌ای را با یک حرکت سریع بزند.

She swiped my pen.

او قلم من را دزدید.

he took a swipe at his critics.

او با یک حرکت سریع به منتقدان خود حمله کرد.

She took a playful swipe at her brother.

او با شوخی به برادرش ضربه زد.

The article takes a side swipe at the teachers.

مقاله به طور غیرمستقیم به معلمان حمله می‌کند.

repeated passes with the swipe card.

عبورهای تکراری با کارت کشیدن.

someone swiped one of his sausages.

یکی از سوسیس‌های او را دزدیدند.

She swiped at the flies with a rolled-up newspaper.

او با یک روزنامه پیچیده به مگس‌ها ضربه زد.

she swiped me right across the nose.

او درست از روی بینی من ضربه زد.

swiped a magazine from the doctor's waiting room. Tolift is to pick or take something up surreptitiously and keep it for oneself:

او یک مجله را از اتاق انتظار دکتر دزدکی برداشت. تولیفت به معنای برداشتن یا گرفتن چیزی به صورت پنهانی و نگه داشتن آن برای خود است:

Beveled edge, flat polished edge, pencil polished edge, seamed edge (swiped edge), mitered edge and other popular edge processing products are all available.

لبه تراش خورده، لبه صاف صیقلی، لبه صیقلی مدادی، لبه منگنه شده (لبه کشیده شده)، لبه مورب و سایر محصولات محبوب پردازش لبه همگی در دسترس هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید