switchbacks

[ایالات متحده]/ˈswɪtʃbæks/
[بریتانیا]/ˈswɪtʃbæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سری از پیچ‌های تند یا انحناها در یک جاده یا مسیر

عبارات و ترکیب‌ها

steep switchbacks

پیچ‌های تند

narrow switchbacks

پیچ‌های باریک

mountain switchbacks

پیچ‌های کوهستانی

winding switchbacks

پیچ‌های مارپیچ

dangerous switchbacks

پیچ‌های خطرناک

rocky switchbacks

پیچ‌های سنگی

scenic switchbacks

پیچ‌های دیدنی

long switchbacks

پیچ‌های طولانی

hairpin switchbacks

پیچ‌های سوزنی

safe switchbacks

پیچ‌های ایمن

جملات نمونه

the mountain trail was filled with switchbacks.

مسیر کوهستانی پر از پیچ و خم بود.

we navigated the switchbacks carefully during our hike.

ما در طول پیاده‌روی خود به دقت از پیچ و خم‌ها عبور کردیم.

the switchbacks made the climb more challenging.

پیچ و خم‌ها صعود را چالش‌برانگیزتر کردند.

driving on the switchbacks requires skill and concentration.

رانندگی در پیچ و خم‌ها نیاز به مهارت و تمرکز دارد.

he felt dizzy from the switchbacks on the road.

او از پیچ و خم‌های جاده سرگیجه گرفت.

the view from the top of the switchbacks was breathtaking.

منظره از بالای پیچ و خم‌ها نفس‌گیر بود.

switchbacks are often used to reduce the steepness of a hill.

پیچ و خم‌ها اغلب برای کاهش شیب یک تپه استفاده می‌شوند.

we took our time on the switchbacks to enjoy the scenery.

ما برای لذت بردن از مناظر، وقت خود را روی پیچ و خم‌ها صرف کردیم.

the switchbacks were a highlight of our mountain biking trip.

پیچ و خم‌ها یکی از نقاط برجسته سفر دوچرخه‌سواری کوهستانی ما بودند.

switchbacks can be found on many hiking trails.

می‌توان پیچ و خم‌ها را در بسیاری از مسیرهای پیاده‌روی یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید