zigzags ahead
به جلو میرود
zigzags through
از میان میگذرد
zigzags in
وارد میشود
zigzags out
خارج میشود
zigzags around
اطراف میچرخد
zigzags down
به سمت پایین میرود
zigzags up
به سمت بالا میرود
zigzags left
به سمت چپ میرود
zigzags right
به سمت راست میرود
zigzags quickly
به سرعت میرود
the path zigzags through the forest.
مسیر از میان جنگل به صورت مارپیچ عبور میکند.
he drew zigzags on the paper.
او زیگزاگها را روی کاغذ کشید.
the car zigzags to avoid obstacles.
ماشین برای جلوگیری از موانع به صورت زیگزاگی حرکت میکند.
she danced in zigzags across the stage.
او به صورت زیگزاگی روی صحنه رقصید.
the river zigzags through the valley.
رودخانه در دره به صورت زیگزاگی جریان دارد.
his thoughts zigzagged from one idea to another.
افکار او از یک ایده به ایده دیگر به صورت زیگزاگی میرفت.
the road zigzags up the mountain.
جاده به صورت زیگزاگی به سمت بالای کوه میرود.
the artist painted zigzags in bright colors.
هنرمند زیگزاگها را با رنگهای روشن نقاشی کرد.
the children zigzagged around the playground.
کودکان به صورت زیگزاگی در اطراف زمین بازی حرکت کردند.
his speech zigzagged between different topics.
سخنرانی او بین موضوعات مختلف به صورت زیگزاگی بود.
zigzags ahead
به جلو میرود
zigzags through
از میان میگذرد
zigzags in
وارد میشود
zigzags out
خارج میشود
zigzags around
اطراف میچرخد
zigzags down
به سمت پایین میرود
zigzags up
به سمت بالا میرود
zigzags left
به سمت چپ میرود
zigzags right
به سمت راست میرود
zigzags quickly
به سرعت میرود
the path zigzags through the forest.
مسیر از میان جنگل به صورت مارپیچ عبور میکند.
he drew zigzags on the paper.
او زیگزاگها را روی کاغذ کشید.
the car zigzags to avoid obstacles.
ماشین برای جلوگیری از موانع به صورت زیگزاگی حرکت میکند.
she danced in zigzags across the stage.
او به صورت زیگزاگی روی صحنه رقصید.
the river zigzags through the valley.
رودخانه در دره به صورت زیگزاگی جریان دارد.
his thoughts zigzagged from one idea to another.
افکار او از یک ایده به ایده دیگر به صورت زیگزاگی میرفت.
the road zigzags up the mountain.
جاده به صورت زیگزاگی به سمت بالای کوه میرود.
the artist painted zigzags in bright colors.
هنرمند زیگزاگها را با رنگهای روشن نقاشی کرد.
the children zigzagged around the playground.
کودکان به صورت زیگزاگی در اطراف زمین بازی حرکت کردند.
his speech zigzagged between different topics.
سخنرانی او بین موضوعات مختلف به صورت زیگزاگی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید