swiz

[ایالات متحده]/swɪz/
[بریتانیا]/swɪz/

ترجمه

n. فریب یا حقه؛ کلاهبرداری
Word Forms
جمعswizs

عبارات و ترکیب‌ها

swiz deal

معامله سوئیز

swiz out

خروج سوئیز

swiz it

آن را سوئیز کنید

swiz up

بالا بردن سوئیز

swiz test

تست سوئیز

swiz game

بازی سوئیز

swiz move

حرکت سوئیز

swiz story

داستان سوئیز

swiz act

عمل سوئیز

swiz tactic

تاکتیک سوئیز

جملات نمونه

that deal was a complete swiz.

آن معامله یک فریب کامل بود.

he felt like he had been swizzed out of his money.

او احساس می‌کرد که از پولش فریب خورده است.

it was a swiz to think they would actually deliver on time.

فریبکارانه بود که فکر می‌کردند واقعاً به موقع تحویل خواهند داد.

don't let them swiz you with false promises.

نذارید با وعده‌های دروغین شما را فریب دهند.

the whole event felt like a swiz from the start.

کل رویداد از ابتدا مثل یک فریب به نظر می‌رسید.

she realized it was a swiz when she saw the fine print.

وقتی حروف ریزه‌نویس را دید، متوجه شد که یک فریب است.

he was swizzed by that so-called investment opportunity.

او توسط آن فرصت سرمایه‌گذاری به اصطلاح فریب خورد.

it turned out to be a swiz, just as i suspected.

در نهایت مشخص شد که یک فریب است، همانطور که حدس می‌زدم.

many people feel swizzed by the rising costs of living.

بسیاری از مردم احساس می‌کنند که با افزایش هزینه‌های زندگی فریب خورده‌اند.

don't fall for their swiz; do your research first.

فریب آن‌ها را نخورید؛ ابتدا تحقیق کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید