swooshing

[ایالات متحده]/ˈswuːʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈswuːʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تولید صدای وز وز؛ به سرعت در هوا حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

swooshing sound

صدای وزوز

swooshing motion

حرکت وزوز

swooshing past

گذشتن با وزوز

swooshing effect

اثر وزوز

swooshing breeze

نسیم وزوز

swooshing ball

توپ وزوز

swooshing noise

سر و صداي وزوز

swooshing air

هوا با صدای وزوز

swooshing wings

بال های وزوز

swooshing ride

تاب سر خوردن با صدای وزوز

جملات نمونه

the sound of swooshing leaves filled the air.

صدای حرکت برگ‌ها فضای هوا را پر کرد.

she loves the swooshing sound of her new sneakers.

او عاشق صدای حرکت کفش‌های جدیدش است.

the swooshing of the waves was calming.

حرکت امواج آرامش‌بخش بود.

he felt the swooshing wind against his face.

او باد خنک‌کننده را روی صورت خود احساس کرد.

the swooshing motion of the curtain caught my eye.

حرکت پرده توجه من را جلب کرد.

she enjoyed the swooshing sound of her pencil on paper.

او از صدای حرکت مداد روی کاغذ لذت برد.

the swooshing of the basketball through the net was satisfying.

حرکت بسکتبال از میان شبکه رضایت‌بخش بود.

he could hear the swooshing of the car tires on the wet road.

او می‌توانست صدای حرکت لاستیک‌های ماشین روی جاده خیس را بشنود.

the swooshing movement of the dancers was mesmerizing.

حرکت رقصندگان مسحور کننده بود.

as she ran, the swooshing sound of her jacket followed her.

همانطور که می‌دوید، صدای حرکت ژاکتش او را دنبال کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید