sylvan

[ایالات متحده]/'sɪlv(ə)n/
[بریتانیا]/'sɪlvən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. روستایی یا مربوط به جنگل.

عبارات و ترکیب‌ها

sylvan forest

جنگل سرسبز

جملات نمونه

vistas of sylvan charm.

مناظر جذاب و دلپذیر جنگلی

trees and contours all add to a sylvan setting.

درختان و ناهمواری‌ها همگی به ایجاد یک فضای جنگلی کمک می‌کنند.

The sylvan setting of the cabin was perfect for a weekend getaway.

فضای جنگلی کابین برای یک تعطیلات آخر هفته عالی بود.

The hikers enjoyed the sylvan beauty of the forest as they walked along the trail.

گردشگران از زیبایی جنگلی جنگل لذت بردند در حالی که در امتداد مسیر قدم می زدند.

She found peace and tranquility in the sylvan surroundings of the park.

او آرامش و سکوت را در محیط جنگلی پارک یافت.

The sylvan landscape was filled with tall trees and lush greenery.

مناظر جنگلی پر از درختان بلند و سبزی سرسبز بود.

The sylvan retreat was the perfect place to unwind and reconnect with nature.

محل استراحت جنگلی مکانی عالی برای استراحت و ارتباط مجدد با طبیعت بود.

The sylvan glade was a peaceful spot for a picnic.

چمنزار جنگلی یک مکان آرام برای پیک نیک بود.

The sylvan path led deep into the heart of the forest.

مسیر جنگلی عمیقاً به قلب جنگل منتهی می شد.

The sylvan charm of the countryside was a welcome change from the city.

جذابیت جنگلی حومه شهر یک تغییر دلپذیر از شهر بود.

The sylvan retreat offered a serene escape from the hustle and bustle of city life.

محل استراحت جنگلی یک فرار آرام بخش از شلوغی زندگی شهری ارائه می داد.

The sylvan glen was a hidden gem of natural beauty.

دره جنگلی یک گنج پنهان از زیبایی طبیعی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید