symphonies

[ایالات متحده]/ˈsɪmfəniz/
[بریتانیا]/ˈsɪmfəniz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع سمفونی؛ ترکیب‌های موسیقی بزرگ‌مقیاس

عبارات و ترکیب‌ها

great symphonies

سمفونی‌های بزرگ

classical symphonies

سمفونی‌های کلاسیک

famous symphonies

سمفونی‌های مشهور

orchestral symphonies

سمفونی‌های ارکسترال

symphonies performed

سمفونی‌های اجرا شده

new symphonies

سمفونی‌های جدید

symphonies composed

سمفونی‌های ساخته شده

symphonies conducted

سمفونی‌های رهبری شده

symphonies played

سمفونی‌های نواخته شده

symphonies written

سمفونی‌های نوشته شده

جملات نمونه

beethoven composed many famous symphonies.

بیتهوون بسیاری سمفونی‌های معروف ساخت.

the orchestra performed three symphonies last night.

ارکستر شب گذشته سه سمفونی اجرا کرد.

symphonies often convey deep emotions through music.

سمفونی‌ها اغلب احساسات عمیق را از طریق موسیقی منتقل می‌کنند.

many symphonies are inspired by nature.

بسیاری از سمفونی‌ها از طبیعت الهام گرفته‌اند.

she loves listening to classical symphonies on weekends.

او عاشق گوش دادن به سمفونی‌های کلاسیک در آخر هفته‌ها است.

symphonies can last over an hour in performance.

اجرای سمفونی‌ها می‌تواند بیش از یک ساعت طول بکشد.

the conductor led the symphonies with great passion.

رهبر ارکستر سمفونی‌ها را با شور و اشتیاق فراوان رهبری کرد.

there are many different styles of symphonies.

سبک‌های مختلفی از سمفونی وجود دارد.

symphonies often feature a variety of instruments.

سمفونی‌ها اغلب دارای انواع مختلف سازها هستند.

attending symphonies can be a wonderful experience.

حضور در سمفونی می‌تواند یک تجربه فوق‌العاده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید