synod

[ایالات متحده]/'sɪnəd/
[بریتانیا]/'sɪnəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شورای مذهبی; مجمع مذهبی; دادگاه کلیسایی.
Word Forms
جمعsynods

جملات نمونه

Swapping pleasantries, two cardinals prepare to enter the Synod Hall for a consistory, an assembly of cardinals that advises the pope.

در حالی که با خوش و بش های متداول صحبت می کردند، دو کاردینال برای ورود به تالار synod برای یک consistory آماده شدند، یک مجمع کاردینال ها که به پاپ مشوره می دهد.

The synod gathered to discuss important matters.

همایش برای بحث در مورد مسائل مهم گرد هم آمد.

The synod decided to appoint a new bishop.

همایش تصمیم گرفت یک اسقف جدید منصوب کند.

Members of the synod debated fiercely over the proposed changes.

اعضای همایش به شدت در مورد تغییرات پیشنهادی بحث کردند.

The synod's decision will have a significant impact on the community.

تصمیم همایش تأثیر قابل توجهی بر جامعه خواهد داشت.

The synod meets annually to address various issues.

همایش به طور سالانه برای رسیدگی به مسائل مختلف تشکیل می شود.

The synod plays a crucial role in shaping the church's policies.

همایش نقش مهمی در شکل دادن به سیاست های کلیسا دارد.

The synod's recommendations were well-received by the members.

توصیه های همایش به خوبی از سوی اعضا مورد استقبال قرار گرفت.

The synod's decisions are binding for all member churches.

تصمیمات همایش برای کلیساهای عضو الزامی است.

The synod concluded with a call for unity among believers.

همایش با فراخوان برای وحدت در میان مومنان به پایان رسید.

The synod will convene next month to address pressing issues.

همایش ماه آینده برای رسیدگی به مسائل مهم تشکیل خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید