syntactically

[ایالات متحده]/sin'tæktikli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که قوانین نحو را دنبال می‌کند، از نظر ساختار جمله.

عبارات و ترکیب‌ها

syntactically correct

دستوری صحیح

جملات نمونه

Syntactically, an adjectival adverbial-head structure chiefly acts as the head and the adnex.

از نظر نحوی، ساختار اصلی و ضمیمه‌ای قید وصفی به عنوان سر و ضمیمه عمل می‌کند.

The two sentences are not syntactically similar.

دو جمله از نظر ساختاری مشابه نیستند.

She analyzed the text syntactically.

او متن را به صورت دستوری تجزیه و تحلیل کرد.

It is important to understand sentences syntactically.

درک جملات به صورت دستوری مهم است.

The professor discussed the poem syntactically.

استاد شعر را به صورت دستوری مورد بحث قرار داد.

The software parses the code syntactically.

نرم افزار کد را به صورت دستوری تجزیه می کند.

He explained the language rules syntactically.

او قوانین زبان را به صورت دستوری توضیح داد.

The linguist analyzed the sentence structure syntactically.

زبان‌شناس ساختار جمله را به صورت دستوری تجزیه و تحلیل کرد.

The book explains how to analyze sentences syntactically.

این کتاب توضیح می دهد که چگونه جملات را به صورت دستوری تجزیه و تحلیل کنیم.

Students learn to dissect sentences syntactically in the class.

دانشجویان یاد می گیرند که جملات را به صورت دستوری در کلاس تجزیه کنند.

The tool helps users analyze text syntactically.

این ابزار به کاربران کمک می کند تا متن را به صورت دستوری تجزیه و تحلیل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید