grammatically

[ایالات متحده]/ɡrəˈmætɪkli/
[بریتانیا]/ɡrəˈmætɪkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. مطابق با قوانین گرامر

عبارات و ترکیب‌ها

grammatically correct

دستوری صحیح

grammatically incorrect

غلط گرامری

grammatically sound

دستوری صحیح

grammatically simple

دستوری ساده

grammatically complex

دستوری پیچیده

grammatically accurate

دستوری دقیق

grammatically ambiguous

دستوری مبهم

grammatically structured

دستوری ساختاریافته

grammatically unified

دستوری متحد

grammatically valid

دستوری معتبر

جملات نمونه

he speaks grammatically correct english.

او انگلیسی گرامری صحیح صحبت می‌کند.

the teacher explained the grammatically complex sentence.

معلم جمله پیچیده دستوری را توضیح داد.

it’s important to write grammatically accurate essays.

نوشتن مقالات دقیق از نظر دستور زبان مهم است.

she always checks her work for grammatically errors.

او همیشه برای یافتن اشتباهات دستوری، کار خود را بررسی می‌کند.

they discussed how to speak grammatically in public.

آنها در مورد نحوه صحبت کردن دستوری در حضور عموم بحث کردند.

grammatically speaking, the sentence is flawed.

از نظر دستوری، این جمله ناقص است.

writing grammatically is essential for clear communication.

نوشتن دستوری برای برقراری ارتباط واضح ضروری است.

he is learning to speak grammatically in his second language.

او در حال یادگیری صحبت کردن دستوری به زبان دوم خود است.

the editor focused on making the text grammatically sound.

ویراستار بر این تمرکز داشت که متن از نظر دستوری صحیح باشد.

she corrected the grammatically incorrect phrases in the report.

او عبارات نادرست دستوری را در گزارش تصحیح کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید