grammatically correct
دستوری صحیح
grammatically incorrect
غلط گرامری
grammatically sound
دستوری صحیح
grammatically simple
دستوری ساده
grammatically complex
دستوری پیچیده
grammatically accurate
دستوری دقیق
grammatically ambiguous
دستوری مبهم
grammatically structured
دستوری ساختاریافته
grammatically unified
دستوری متحد
grammatically valid
دستوری معتبر
he speaks grammatically correct english.
او انگلیسی گرامری صحیح صحبت میکند.
the teacher explained the grammatically complex sentence.
معلم جمله پیچیده دستوری را توضیح داد.
it’s important to write grammatically accurate essays.
نوشتن مقالات دقیق از نظر دستور زبان مهم است.
she always checks her work for grammatically errors.
او همیشه برای یافتن اشتباهات دستوری، کار خود را بررسی میکند.
they discussed how to speak grammatically in public.
آنها در مورد نحوه صحبت کردن دستوری در حضور عموم بحث کردند.
grammatically speaking, the sentence is flawed.
از نظر دستوری، این جمله ناقص است.
writing grammatically is essential for clear communication.
نوشتن دستوری برای برقراری ارتباط واضح ضروری است.
he is learning to speak grammatically in his second language.
او در حال یادگیری صحبت کردن دستوری به زبان دوم خود است.
the editor focused on making the text grammatically sound.
ویراستار بر این تمرکز داشت که متن از نظر دستوری صحیح باشد.
she corrected the grammatically incorrect phrases in the report.
او عبارات نادرست دستوری را در گزارش تصحیح کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید