tabess feature
ویژگی تبس
tabess settings
تنظیمات تبس
tabess interface
واسط تبس
tabess update
بهروزرسانی تبس
tabess tool
ابزار تبس
tabess version
نسخه تبس
tabess support
پشتیبانی تبس
tabess plugin
افزونه تبس
tabess documentation
مستندات تبس
tabess application
برنامه تبس
she has a tabess for fashion design.
او استعداد زیادی برای طراحی مد دارد.
his tabess for music is evident in his performances.
استعداد او برای موسیقی در اجراهایش آشکار است.
they noticed her tabess for painting at a young age.
آنها در سن جوانی استعداد او برای نقاشی را متوجه شدند.
she has a natural tabess for languages.
او استعداد ذاتی برای زبان دارد.
his tabess for mathematics helped him excel in school.
استعداد او برای ریاضیات به او کمک کرد در مدرسه پیشرفت کند.
with her tabess for cooking, she opened a restaurant.
با استعداد او برای آشپزی، او یک رستوران باز کرد.
his tabess for writing was recognized by several publishers.
استعداد او برای نوشتن توسط چندین ناشر مورد توجه قرار گرفت.
she has a tabess for solving complex problems.
او استعداد حل مسائل پیچیده دارد.
the child's tabess for sports was obvious from an early age.
استعداد کودک برای ورزش از سنین پایین آشکار بود.
he discovered his tabess for photography during his travels.
او در طول سفر خود استعداد خود را برای عکاسی کشف کرد.
tabess feature
ویژگی تبس
tabess settings
تنظیمات تبس
tabess interface
واسط تبس
tabess update
بهروزرسانی تبس
tabess tool
ابزار تبس
tabess version
نسخه تبس
tabess support
پشتیبانی تبس
tabess plugin
افزونه تبس
tabess documentation
مستندات تبس
tabess application
برنامه تبس
she has a tabess for fashion design.
او استعداد زیادی برای طراحی مد دارد.
his tabess for music is evident in his performances.
استعداد او برای موسیقی در اجراهایش آشکار است.
they noticed her tabess for painting at a young age.
آنها در سن جوانی استعداد او برای نقاشی را متوجه شدند.
she has a natural tabess for languages.
او استعداد ذاتی برای زبان دارد.
his tabess for mathematics helped him excel in school.
استعداد او برای ریاضیات به او کمک کرد در مدرسه پیشرفت کند.
with her tabess for cooking, she opened a restaurant.
با استعداد او برای آشپزی، او یک رستوران باز کرد.
his tabess for writing was recognized by several publishers.
استعداد او برای نوشتن توسط چندین ناشر مورد توجه قرار گرفت.
she has a tabess for solving complex problems.
او استعداد حل مسائل پیچیده دارد.
the child's tabess for sports was obvious from an early age.
استعداد کودک برای ورزش از سنین پایین آشکار بود.
he discovered his tabess for photography during his travels.
او در طول سفر خود استعداد خود را برای عکاسی کشف کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید