open tabs
پرچمهای باز
close tabs
پرچمهای بسته
new tab
پرچم جدید
tabbed browsing
گشتزنی با پرچمها
tabs open
پرچمهای باز
tab stopped
پرچم متوقف شده
multiple tabs
چندین پرچم
tab key
کلید پرچم
tabs loaded
پرچمهای بارگذاری شده
tab order
ترتیب پرچم
we used tabs to organize the spreadsheet data effectively.
ما از علامتهای تب برای سازماندهی بهتر دادههای جدول استفاده کردیم.
the browser window had multiple tabs open for research.
پنجره مرورگر دارای چند تب باز برای تحقیق بود.
he switched tabs to find the article he was reading.
او تبها را تغییر داد تا مقالهای که میخواند را پیدا کند.
the website navigation used tabs for different sections.
نavigaion سایت از تبها برای بخشهای مختلف استفاده کرد.
close unnecessary tabs to free up system memory.
تبهای ناکارآمد را ببندید تا حافظه سیستم را آزاد کنید.
she opened a new tab to search for a definition.
او یک تب جدید باز کرد تا برای جستجوی یک تعریف.
the software interface utilized tabs for various features.
رابط کاربری نرمافزار از تبها برای ویژگیهای مختلف استفاده کرد.
he accidentally closed a tab with important information.
او به طور تصادفی یک تب با اطلاعات مهم را بست.
the report was formatted with tabs and indentation.
گزارش با استفاده از تبها و فرورفتگیها فرمتبندی شد.
keep track of your open tabs to avoid confusion.
از تبهای باز خود پیگیری کنید تا از سردرگمی جلوگیری کنید.
the document used tabs to align the columns neatly.
این دوکument از تبها برای نظیمسازی ستونها استفاده کرد.
open tabs
پرچمهای باز
close tabs
پرچمهای بسته
new tab
پرچم جدید
tabbed browsing
گشتزنی با پرچمها
tabs open
پرچمهای باز
tab stopped
پرچم متوقف شده
multiple tabs
چندین پرچم
tab key
کلید پرچم
tabs loaded
پرچمهای بارگذاری شده
tab order
ترتیب پرچم
we used tabs to organize the spreadsheet data effectively.
ما از علامتهای تب برای سازماندهی بهتر دادههای جدول استفاده کردیم.
the browser window had multiple tabs open for research.
پنجره مرورگر دارای چند تب باز برای تحقیق بود.
he switched tabs to find the article he was reading.
او تبها را تغییر داد تا مقالهای که میخواند را پیدا کند.
the website navigation used tabs for different sections.
نavigaion سایت از تبها برای بخشهای مختلف استفاده کرد.
close unnecessary tabs to free up system memory.
تبهای ناکارآمد را ببندید تا حافظه سیستم را آزاد کنید.
she opened a new tab to search for a definition.
او یک تب جدید باز کرد تا برای جستجوی یک تعریف.
the software interface utilized tabs for various features.
رابط کاربری نرمافزار از تبها برای ویژگیهای مختلف استفاده کرد.
he accidentally closed a tab with important information.
او به طور تصادفی یک تب با اطلاعات مهم را بست.
the report was formatted with tabs and indentation.
گزارش با استفاده از تبها و فرورفتگیها فرمتبندی شد.
keep track of your open tabs to avoid confusion.
از تبهای باز خود پیگیری کنید تا از سردرگمی جلوگیری کنید.
the document used tabs to align the columns neatly.
این دوکument از تبها برای نظیمسازی ستونها استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید