tabi

[ایالات متحده]/ˈtɑːbi/
[بریتانیا]/ˈtɑːbi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جوراب‌های انگشتی به سبک ژاپنی؛ کفش‌های معدنچی به سبک ژاپنی
Word Forms
جمعtabis

عبارات و ترکیب‌ها

tabi shoes

کفش تبّی

tabi socks

جوراب تبّی

tabi style

سبک تبّی

tabi design

طراحی تبّی

tabi fashion

مد تبّی

tabi art

هنر تبّی

tabi culture

فرهنگ تبّی

tabi trend

روند تبّی

tabi collection

کلکسیون تبّی

tabi outfit

لباس تبّی

جملات نمونه

he tends to have a tabi for adventure.

او معمولاً استعداد ماجراجویی دارد.

she has a tabi for solving puzzles.

او استعداد حل معماها را دارد.

they have a tabi for making friends easily.

آنها به راحتی استعداد دوست پیدا کردن دارند.

john has a tabi for music.

جان استعداد موسیقی دارد.

she has a tabi for languages.

او استعداد زبان دارد.

he has a tabi for cooking.

او استعداد آشپزی دارد.

they have a tabi for art.

آنها استعداد هنر دارند.

she has a tabi for sports.

او استعداد ورزش دارد.

he has a tabi for mathematics.

او استعداد ریاضیات دارد.

they have a tabi for technology.

آنها استعداد فناوری دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید