tabourets

[ایالات متحده]/ˈtæbəreɪ/
[بریتانیا]/ˈtæbəreɪ/

ترجمه

n. یک چهارپایه کوچک؛ یک قاب برای گلدوزی

عبارات و ترکیب‌ها

wooden tabouret

صندلی چوبی

bar tabouret

صندلی بار

folding tabouret

صندلی تاشو

stool tabouret

صندلی کوتاه

metal tabouret

صندلی فلزی

high tabouret

صندلی بلند

round tabouret

صندلی گرد

decorative tabouret

صندلی تزئینی

outdoor tabouret

صندلی فضای باز

classic tabouret

صندلی کلاسیک

جملات نمونه

she sat on the tabouret while painting.

او در حالی که نقاشی می‌کرد روی یک تابتور نشسته بود.

the tabouret was made of beautiful oak.

طابوت از چوب بلوط زیبا ساخته شده بود.

he used the tabouret as a makeshift table.

او از طابوت به عنوان یک میز موقت استفاده کرد.

they placed a tabouret beside the bed.

آنها یک طابوت در کنار تخت گذاشتند.

the tabouret added a rustic charm to the room.

طابوت جذابیت روستایی را به اتاق اضافه کرد.

she found a tabouret at the flea market.

او یک طابوت در بازار دست دوم پیدا کرد.

he stacked books on the tabouret for easy access.

او کتاب‌ها را برای دسترسی آسان روی طابوت چید.

the tabouret was perfect for the small kitchen.

طابوت برای آشپزخانه کوچک عالی بود.

she used a tabouret to reach the top shelf.

او از یک طابوت برای رسیدن به طبقه بالا استفاده کرد.

the artist often sketched while sitting on a tabouret.

هنرمند اغلب در حالی که روی یک طابوت نشسته بود طرح می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید