tabuks

[ایالات متحده]/ˈtæbʌks/
[بریتانیا]/ˈtæbʌks/

ترجمه

n. جمع Tabuk، یک مکان در فیلیپین

جملات نمونه

the farmer planted several tabuks in his garden last spring.

کشاورز چند تابوک در گلخانه‌اش در بهار گذشته کاشت.

we discovered three rare tabuks during our hike in the mountains.

در طی پیاده روی ما در کوه‌ها، سه تابوک نادر کشف کردیم.

the market sells fresh tabuks every saturday morning.

بازار هر جمعه صبح تابوک‌های تازه را به فروش می‌رساند.

she collected colorful tabuks as souvenirs from her travels.

او تابوک‌های رنگارنگ را به عنوان یادگارهای سفرهایش جمع‌آوری کرد.

the scientist studied the growth patterns of these tabuks carefully.

دانشمند به دقت الگوهای رشد این تابوک‌ها را مطالعه کرد.

children love playing with small tabuks they find on the beach.

کودکان دوست دارند با تابوک‌های کوچکی که روی ساحل پیدا می‌کنند بازی کنند.

the museum displayed ancient tabuks from the excavation site.

موزه تابوک‌های باستانی از محل حفاری را نمایش داد.

our grandmother makes traditional crafts using dried tabuks.

مادربزرگ ما با استفاده از تابوک‌های خشک شده، دستوری‌های سنتی می‌سازد.

the gardener protects young tabuks from harsh weather conditions.

باغبان جوان تابوک‌ها را از شرایط آب و هوای سخت محافظت می‌کند.

researchers found new species of tabuks in the rainforest.

پژوهشگران گونه‌های جدیدی از تابوک‌ها را در جنگل‌های گیاک دریافتند.

the artist incorporated natural tabuks into her sculpture.

هنرمند تابوک‌های طبیعی را در اثر خود ادغام کرد.

farmers use special techniques to cultivate these tabuks successfully.

کشاورزان فن‌های ویژه‌ای را برای فرآوری این تابوک‌ها به خوبی استفاده می‌کنند.

we need to water the tabuks regularly during dry seasons.

ما باید تابوک‌ها را در فصل‌های خشک به طور منظم آبیاری کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید