tabun

[ایالات متحده]/ˈtæbʌn/
[بریتانیا]/ˈtæbən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی عامل عصبی؛ تابن (که به T- نیز شناخته می‌شود)
Word Forms
جمعtabuns

عبارات و ترکیب‌ها

tabun gas

گاز تابون

tabun exposure

قرار گرفتن در معرض تابون

tabun agent

عامل تابون

tabun effects

اثرات تابون

tabun poisoning

مسمومیت با تابون

tabun threat

تهدید تابون

tabun safety

ایمنی تابون

tabun symptoms

علائم تابون

tabun detection

تشخیص تابون

tabun research

تحقیقات تابون

جملات نمونه

tabun is a highly toxic nerve agent.

تبون یک عامل عصبی بسیار سمی است.

they suspected that tabun was used in the attack.

آنها مشکوک بودند که در حمله از تبون استفاده شده است.

tabun can cause severe respiratory failure.

تبون می تواند باعث نارسایی شدید تنفسی شود.

protective gear is essential when handling tabun.

استفاده از تجهیزات محافظتی هنگام کار با تبون ضروری است.

tabun was developed during world war ii.

تبون در طول جنگ جهانی دوم توسعه یافت.

research on tabun is strictly regulated.

تحقیقات در مورد تبون به شدت تنظیم می شود.

exposure to tabun can lead to convulsions.

قرار گرفتن در معرض تبون می تواند منجر به تشنج شود.

tabun is classified as a chemical weapon.

تبون به عنوان یک سلاح شیمیایی طبقه بندی می شود.

emergency responders need training for tabun incidents.

پاسخ دهندگان به اورژانس برای حوادث تبون به آموزش نیاز دارند.

the effects of tabun can be immediate and lethal.

اثرات تبون می تواند فوری و کشنده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید