tadarida

[ایالات متحده]/təˈdærɪdə/
[بریتانیا]/təˈdærɪdə/

ترجمه

n. یک جنس مامورهای دم آزاد (خانواده Molossidae) که با لب‌های بالایی چروکیده و معمولاً در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری جهان یافت می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعtadaridas

عبارات و ترکیب‌ها

the tadarida

تاداریدا

tadarida species

گونه تاداریدا

tadarida bat

کف‌زن تاداریدا

tadaridas emerge

تاداریداها ظهور می‌کنند

tadarida colony

کلونی تاداریدا

flying tadarida

تاداریدای پرواز کننده

tadarida roost

محل استراحت تاداریدا

tadarida wings

بال‌های تاداریدا

tadarida sonar

سونار تاداریدا

tadarida echolocation

تشخیص مکان تاداریدا

جملات نمونه

tadarida bats are commonly found in tropical regions around the world.

کف‌پاکان تاداریدا معمولاً در مناطق گرمسیری در سراسر جهان یافت می‌شوند.

the tadarida genus includes numerous species of free-tailed bats.

جنس تاداریدا شامل چندین گونه از کف‌پاکان‌های دم آزاد است.

scientists have extensively studied tadarida echolocation capabilities.

دانشمندان به طور گسترده‌ای به توانایی‌های تکان‌دهی فرکانس‌های فراصوتی تاداریدا پرداخته‌اند.

tadarida brasiliensis represents one of the most widespread bat species.

تاداریدا برازیلینسیس یکی از گونه‌های گسترده‌تر کف‌پاکان‌ها را نمایش می‌دهد.

these tadarida bats emerge at dusk to hunt nocturnal insects.

این کف‌پاکان‌های تاداریدا در آغاز شب برای شکار حشرات شب‌زندگان بیرون می‌آیند.

a single tadarida colony may contain tens of thousands of individuals.

یک کلون تاداریدا ممکن است شامل ده‌ها هزار فرد باشد.

local farmers value tadarida bats for natural agricultural pest control.

کشاورزان محلی از کف‌پاکان‌های تاداریدا به دلیل کنترل طبیعی حشرات می‌پردازند.

tadarida bats possess distinctive wrinkled facial features.

کف‌پاکان‌های تاداریدا ویژگی‌های چروکیدگی چهره‌ای متمایز دارند.

several tadarida species demonstrate remarkable seasonal migration patterns.

چندین گونه از تاداریدا الگوهای مهاجرت فصلی بسیار عجیبی را نشان می‌دهند.

the tadarida's ultrasonic echolocation calls remain inaudible to humans.

تمامی فراصوتی‌های تکان‌دهی تاداریدا به گوش انسان قابل شنیدن نیست.

tadarida brasiliensis forms enormous nursery colonies during breeding season.

تاداریدا برازیلینسیس در فصل تولید مثل کلون‌های بزرگ نوزادان تشکیل می‌دهد.

wildlife researchers monitor tadarida populations to assess ecosystem health.

پژوهشگران حیات وحش جمعیت‌های تاداریدا را برای ارزیابی سلامت اکوسیستم نظارت می‌کنند.

the tadarida bat serves as crucial pollinator for various nocturnal plants.

کف‌پاکان تاداریدا به عنوان یک گرده‌افشان حیاتی برای گیاهان مختلف شب‌زندگان عمل می‌کند.

tadarida echolocation frequencies differ significantly among species.

فرکانس‌های تکان‌دهی فرایندهای فراصوتی تاداریدا بین گونه‌ها به طور قابل توجهی متفاوت است.

extensive cave systems frequently harbor massive tadarida colonies.

سیستم‌های غاری گسترده اغلب کلون‌های بزرگ تاداریدا را پناه‌گاه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید