taggers

[ایالات متحده]/[ˈtæɡəz]/
[بریتانیا]/[ˈtæɡəz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.افرادی که برچسب‌گذاری می‌کنند؛ افرادی که برچسب یا نشانگر می‌زنند؛ در زمینه پردازش زبان طبیعی، شخصی که متن را با برچسب‌های زبانی حاشیه‌نویسی می‌کند؛ افرادی که برچسب‌های فراداده را به محتوای دیجیتال ایجاد یا اعمال می‌کنند.
v. برچسب یا برچسب‌گذاری کردن چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

data taggers

برچسب‌زنندگان داده

image taggers

برچسب‌زنندگان تصویر

text taggers

برچسب‌زنندگان متن

taggers working

برچسب‌زنندگان در حال کار

trained taggers

برچسب‌زنندگان آموزش‌دیده

new taggers

برچسب‌زنندگان جدید

taggers identified

برچسب‌زنندگان شناسایی‌شده

taggers' roles

نقش‌های برچسب‌زنندگان

using taggers

استفاده از برچسب‌زنندگان

skilled taggers

برچسب‌زنندگان ماهر

جملات نمونه

the team used sophisticated taggers to identify named entities in the text.

تیم از برچسب‌زن‌های پیشرفته برای شناسایی موجودیت‌های نام‌دار در متن استفاده کرد.

part-of-speech taggers helped analyze the grammatical structure of each sentence.

برچسب‌زن‌های نقش کلمه به تجزیه و تحلیل ساختار دستوری هر جمله کمک کردند.

we are training new taggers to improve sentiment analysis accuracy.

ما در حال آموزش برچسب‌زن‌های جدید برای بهبود دقت تجزیه و تحلیل احساسات هستیم.

the data scientists relied on taggers for efficient text processing.

دانشمندان داده برای پردازش کارآمد متن به برچسب‌زن‌ها تکیه کردند.

error analysis revealed limitations in the existing taggers' performance.

تجزیه و تحلیل خطا محدودیت‌های عملکرد برچسب‌زن‌های موجود را نشان داد.

the researchers compared the output of different taggers for consistency.

محققان خروجی برچسب‌زن‌های مختلف را برای سازگاری مقایسه کردند.

using taggers, we could automatically categorize news articles by topic.

با استفاده از برچسب‌زن‌ها، می‌توانستیم به طور خودکار مقالات خبری را بر اساس موضوع دسته‌بندی کنیم.

the system integrated taggers to extract key information from customer reviews.

سیستم برچسب‌زن‌ها را برای استخراج اطلاعات کلیدی از نظرات مشتری ادغام کرد.

the accuracy of the taggers was evaluated on a held-out test set.

دقت برچسب‌زن‌ها بر روی یک مجموعه آزمایشی جداگانه ارزیابی شد.

we fine-tuned the taggers with a larger training dataset for better results.

ما برچسب‌زن‌ها را با یک مجموعه داده آموزشی بزرگتر برای نتایج بهتر تنظیم کردیم.

the pipeline included a pre-processing step to clean the text before taggers.

خط لوله شامل یک مرحله پیش‌پردازش برای پاک کردن متن قبل از برچسب‌زن‌ها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید