tagging

[ایالات متحده]/tæg/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوک تقلبی برای کشیدن لوله‌ها قبل از نخی کردن، نوک رول شده برای انتهای میله یا سیم.

عبارات و ترکیب‌ها

tagged content

محتوای برچسب‌گذاری شده

جملات نمونه

He's tagging along with me.

او با من همراه است.

tagged after me everywhere; insisted on tagging along.

بعد از من همه جا برچسب‌گذاری کرد؛ اصرار داشت که همراه باشد.

" The games move quickly and the winner gets a prize and their name posted on the scoreboard, so don't lollygag around – get dodging and tagging!

"بازی‌ها به سرعت پیش می‌روند و برنده جایزه می‌گیرد و نامش روی بورد امتیازات درج می‌شود، بنابراین دور و بر نچرخید - از جاخالی دادن و برچسب‌گذاری نترسید!"

On the base, the main writers made a kind of cultural snack labeling Decadent zest from the end of the century through the original New Realism literature tagging hilding and coarse - grained life.

در اساس، نویسندگان اصلی یک نوع خوراکی فرهنگی با برچسب شور و شوق مترشح از پایان قرن از طریق ادبیات رئالیسم جدید اصلی، برچسب‌گذاری زندگی خشن و زمخت را انجام دادند.

The police are tagging evidence for further investigation.

پلیس مدارک را برای تحقیقات بیشتر برچسب‌گذاری می‌کند.

She enjoys tagging her friends in funny memes on social media.

او از برچسب‌گذاری دوستانش در میم‌های خنده‌دار در رسانه‌های اجتماعی لذت می‌برد.

Tagging along with her sister, she went to the concert.

همراه خواهرش، به کنسرت رفت.

The artist is tagging his signature on the mural he painted.

هنرمند امضای خود را روی نقاشی دیواری که نقاشی کرده است، برچسب‌گذاری می‌کند.

Tagging items with prices is an important task in retail stores.

برچسب‌گذاری اقلام با قیمت‌ها یک کار مهم در فروشگاه‌های خرده‌فروشی است.

The graffiti artist was caught tagging a building illegally.

هنرمند گرافیتی در حال برچسب‌گذاری غیرقانونی یک ساختمان دستگیر شد.

Tagging along on a hiking trip can be a fun way to explore nature.

همراه شدن در یک سفر پیاده‌روی می‌تواند راهی سرگرم‌کننده برای کشف طبیعت باشد.

The software automatically tags photos based on facial recognition.

نرم‌افزار به‌طور خودکار عکس‌ها را بر اساس تشخیص چهره برچسب‌گذاری می‌کند.

Tagging keywords in a blog post can help improve its search engine visibility.

برچسب‌گذاری کلمات کلیدی در یک پست وبلاگ می‌تواند به بهبود دید آن در موتورهای جستجو کمک کند.

Tagging along with her colleagues, she attended the conference in the city.

همراه با همکارانش، در کنفرانس در شهر شرکت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید