tailgating

[ایالات متحده]/ˈteɪlɡeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈteɪlɡeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. به سرعت در پشت یک وسیله نقلیه دیگر رانندگی کردن
v. عمل رانندگی به سرعت در پشت یک وسیله نقلیه دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

tailgating party

جشن پارتی دم عقب

tailgating safety

ایمنی در پارتی دم عقب

tailgating rules

قوانین پارتی دم عقب

tailgating experience

تجربه پارتی دم عقب

tailgating event

رویداد پارتی دم عقب

tailgating culture

فرهنگ پارتی دم عقب

tailgating zone

منطقه پارتی دم عقب

tailgating fun

سرگرمی در پارتی دم عقب

tailgating tradition

آداب و رسوم پارتی دم عقب

tailgating food

غذا در پارتی دم عقب

جملات نمونه

tailgating is common during football games.

دم دادن در مسابقات فوتبال رایج است.

many people enjoy tailgating before concerts.

بسیاری از افراد از دم دادن قبل از کنسرت ها لذت می برند.

tailgating can lead to serious accidents.

دم دادن می تواند منجر به تصادفات جدی شود.

he got a ticket for tailgating on the highway.

او به دلیل دم دادن در اتوبان جریمه شد.

they set up a grill for tailgating at the stadium.

آنها برای دم دادن در استادیوم یک گریل راه انداختند.

tailgating is a fun way to socialize with friends.

دم دادن راهی سرگرم کننده برای معاشرت با دوستان است.

don't forget to bring snacks for tailgating.

هنگام دم دادن فراموش نکنید که میان وعده بیاورید.

tailgating parties often feature games and music.

جشن های دم دادن اغلب شامل بازی و موسیقی می شوند.

she loves tailgating during the summer months.

او عاشق دم دادن در ماه های تابستان است.

tailgating etiquette includes sharing food and drinks.

ادب دم دادن شامل به اشتراک گذاشتن غذا و نوشیدنی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید