grilling

[ایالات متحده]/'griliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک روش پخت و پز که شامل پخت غذا روی گریل است
v. پرسش یا بازجویی از کسی به صورت کامل یا شدید

عبارات و ترکیب‌ها

grilling outdoors

کباب کردن در فضای باز

جملات نمونه

He's grilling out there in the midday sun.

او آنجا در گرمای ظهر در حال کباب کردن است.

In broiling or grilling, the food is cooked directly over a very hot flame.

در کباب کردن یا سرخ کردن، غذا مستقیماً روی شعله بسیار داغ پخته می شود.

When grilling outdoors, cook an extra entrée to heat later in the week. Undercook the second meal just slightly so it will be perfect when reheated.

هنگامی که در فضای باز کباب می کنید، یک غذای اصلی اضافی را برای گرم کردن در اواخر هفته بپزید. وعده غذایی دوم را کمی کم پز کنید تا هنگام گرم کردن دوباره عالی شود.

I enjoy grilling vegetables on the barbecue.

من از کباب کردن سبزیجات روی باربکیو لذت می برم.

He is grilling the meat to perfection.

او در حال کباب کردن گوشت به کمال است.

Grilling seafood is a popular cooking method.

کباب کردن غذاهای دریایی یک روش پخت محبوب است.

She is grilling the chef about the recipe.

او در مورد دستور العمل با سرآشپز صحبت می کند.

They are grilling the witness in court.

آنها شاهد را در دادگاه بازجوی می کنند.

Grilling is a common way to cook outdoors.

کباب کردن یک راه معمول برای پخت و پز در فضای باز است.

The detective is grilling the suspect for information.

مامور پلیس مظنون را برای کسب اطلاعات بازجوی می کند.

Grilling the steak over an open flame gives it a delicious flavor.

کباب کردن استیک روی شعله بازه، طعم خوشمزه ای به آن می بخشد.

She is grilling him on his knowledge of the subject.

او در مورد دانش او در مورد موضوع سوال می کند.

Grilling chicken is a quick and easy way to prepare a meal.

کباب کردن مرغ یک راه سریع و آسان برای تهیه غذا است.

نمونه‌های واقعی

Tom, the cops were really grilling me.

تام، پلیس‌ها واقعاً در حال بازجویی شدید از من بودند.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

Yes, I use it when I'm grilling on the deck.

بله، من از آن استفاده می‌کنم وقتی روی عرشه باربیکیو می‌کنم.

منبع: Grandparents' Vocabulary Lesson

The White House technology chief got a grilling at a House hearing on Capitol Hill

رئیس فناوری کاخ سفید در جلسه ای در کنگره هیل مورد بازجویی شدید قرار گرفت.

منبع: AP Listening November 2013 Collection

So Oyster Rockefeller just needs grilling and gratinating.

بنابراین صدف‌های راکلر فقط به گریل کردن و گراتینه کردن نیاز دارند.

منبع: Gourmet Base

When you're barbequing, you are grilling.

وقتی دارید باربیکیو می‌کنید، دارید گریل می‌کنید.

منبع: Engvid Super Teacher Selection

He was grilling the teacher about AP English prep.

او در مورد آمادگی AP انگلیسی با معلم بازجویی می‌کرد.

منبع: Billions Season 1

The election is still a year away and the SPD wanted to spare its candidate a prolonged grilling.

انتخابات هنوز یک سال دیگر است و SPD می‌خواست از کاندیدای خود از بازجویی طولانی مدت محافظت کند.

منبع: The Economist (Summary)

And you can do that by grilling and by roasting.

و شما می‌توانید این کار را با گریل کردن و برشته کردن انجام دهید.

منبع: Connection Magazine

There is a difference between grilling and barbecuing.

تفاوت بین گریل کردن و باربیکیو وجود دارد.

منبع: Connection Magazine

We are grilling up some veggie burgers made with black beans.

ما در حال گریل کردن همبرگرهای سبزیجات تهیه شده با لوبای سیاه هستیم.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید