pregame

[ایالات متحده]/ˈpriːɡeɪm/
[بریتانیا]/ˈpriːɡeɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بازی یا رویداد قبل از آن اتفاق افتادن

عبارات و ترکیب‌ها

pregame show

نمایش پیش از مسابقه

pregame meal

وعده غذایی پیش از مسابقه

pregame speech

سخنرانی پیش از مسابقه

pregame warmup

گرم کردن پیش از مسابقه

pregame analysis

تجزیه و تحلیل پیش از مسابقه

pregame rituals

آداب و رسوم پیش از مسابقه

pregame strategy

استراتژی پیش از مسابقه

pregame hype

هیاهوی پیش از مسابقه

pregame festivities

جشن‌ها قبل از مسابقه

pregame preparations

آمادگی‌های پیش از مسابقه

جملات نمونه

we always have a pregame meal before the match.

ما همیشه قبل از مسابقه یک وعده غذایی قبل از بازی می‌خوریم.

they held a pregame meeting to discuss strategies.

آنها یک جلسه قبل از بازی برای بحث در مورد استراتژی‌ها برگزار کردند.

the players gathered for a pregame warm-up.

بازیکنان برای گرم کردن قبل از بازی جمع شدند.

she likes to listen to music during her pregame routine.

او دوست دارد در طول روتین قبل از بازی به موسیقی گوش دهد.

we watched highlights during the pregame show.

ما صحنه‌های برجسته را در طول برنامه قبل از بازی تماشا کردیم.

he always feels nervous during the pregame hype.

او همیشه در طول هیجان قبل از بازی احساس اضطراب می‌کند.

they set up a pregame party for the fans.

آنها یک مهمانی قبل از بازی برای طرفداران ترتیب دادند.

the coach gave a motivational speech in the pregame locker room.

مربی یک سخنرانی انگیزه‌بخش در اتاق رختکن قبل از بازی ایراد کرد.

don't forget to stretch during your pregame routine.

در طول روتین قبل از بازی کشش را فراموش نکنید.

the team reviewed their game plan in the pregame session.

تیم طرح بازی خود را در جلسه قبل از بازی بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید