pregame show
نمایش پیش از مسابقه
pregame meal
وعده غذایی پیش از مسابقه
pregame speech
سخنرانی پیش از مسابقه
pregame warmup
گرم کردن پیش از مسابقه
pregame analysis
تجزیه و تحلیل پیش از مسابقه
pregame rituals
آداب و رسوم پیش از مسابقه
pregame strategy
استراتژی پیش از مسابقه
pregame hype
هیاهوی پیش از مسابقه
pregame festivities
جشنها قبل از مسابقه
pregame preparations
آمادگیهای پیش از مسابقه
we always have a pregame meal before the match.
ما همیشه قبل از مسابقه یک وعده غذایی قبل از بازی میخوریم.
they held a pregame meeting to discuss strategies.
آنها یک جلسه قبل از بازی برای بحث در مورد استراتژیها برگزار کردند.
the players gathered for a pregame warm-up.
بازیکنان برای گرم کردن قبل از بازی جمع شدند.
she likes to listen to music during her pregame routine.
او دوست دارد در طول روتین قبل از بازی به موسیقی گوش دهد.
we watched highlights during the pregame show.
ما صحنههای برجسته را در طول برنامه قبل از بازی تماشا کردیم.
he always feels nervous during the pregame hype.
او همیشه در طول هیجان قبل از بازی احساس اضطراب میکند.
they set up a pregame party for the fans.
آنها یک مهمانی قبل از بازی برای طرفداران ترتیب دادند.
the coach gave a motivational speech in the pregame locker room.
مربی یک سخنرانی انگیزهبخش در اتاق رختکن قبل از بازی ایراد کرد.
don't forget to stretch during your pregame routine.
در طول روتین قبل از بازی کشش را فراموش نکنید.
the team reviewed their game plan in the pregame session.
تیم طرح بازی خود را در جلسه قبل از بازی بررسی کرد.
pregame show
نمایش پیش از مسابقه
pregame meal
وعده غذایی پیش از مسابقه
pregame speech
سخنرانی پیش از مسابقه
pregame warmup
گرم کردن پیش از مسابقه
pregame analysis
تجزیه و تحلیل پیش از مسابقه
pregame rituals
آداب و رسوم پیش از مسابقه
pregame strategy
استراتژی پیش از مسابقه
pregame hype
هیاهوی پیش از مسابقه
pregame festivities
جشنها قبل از مسابقه
pregame preparations
آمادگیهای پیش از مسابقه
we always have a pregame meal before the match.
ما همیشه قبل از مسابقه یک وعده غذایی قبل از بازی میخوریم.
they held a pregame meeting to discuss strategies.
آنها یک جلسه قبل از بازی برای بحث در مورد استراتژیها برگزار کردند.
the players gathered for a pregame warm-up.
بازیکنان برای گرم کردن قبل از بازی جمع شدند.
she likes to listen to music during her pregame routine.
او دوست دارد در طول روتین قبل از بازی به موسیقی گوش دهد.
we watched highlights during the pregame show.
ما صحنههای برجسته را در طول برنامه قبل از بازی تماشا کردیم.
he always feels nervous during the pregame hype.
او همیشه در طول هیجان قبل از بازی احساس اضطراب میکند.
they set up a pregame party for the fans.
آنها یک مهمانی قبل از بازی برای طرفداران ترتیب دادند.
the coach gave a motivational speech in the pregame locker room.
مربی یک سخنرانی انگیزهبخش در اتاق رختکن قبل از بازی ایراد کرد.
don't forget to stretch during your pregame routine.
در طول روتین قبل از بازی کشش را فراموش نکنید.
the team reviewed their game plan in the pregame session.
تیم طرح بازی خود را در جلسه قبل از بازی بررسی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید