tailraces

[ایالات متحده]/ˈteɪlreɪs/
[بریتانیا]/ˈteɪlreɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کانال یا مجرایی برای آب تخلیه شده از چرخ آبی یا توربین؛ کانالی برای آب پشت سر

عبارات و ترکیب‌ها

tailrace flow

جریان خروجی

tailrace system

سیستم خروجی

tailrace discharge

خروجی آب

tailrace channel

کانال خروجی

tailrace turbine

توربین خروجی

tailrace design

طراحی خروجی

tailrace energy

انرژی خروجی

tailrace measurement

اندازه گیری خروجی

tailrace operation

عملکرد خروجی

tailrace management

مدیریت خروجی

جملات نمونه

the fish swam swiftly in the tailrace of the dam.

ماهی‌ها به سرعت در مسیل دم سد شنا می‌کردند.

we observed the water flow in the tailrace area.

ما جریان آب را در منطقه مسیل مشاهده کردیم.

the tailrace is crucial for maintaining the ecosystem.

مسیل برای حفظ اکوسیستم بسیار مهم است.

boaters often navigate carefully around the tailrace.

قایقرانان اغلب با احتیاط در اطراف مسیل حرکت می‌کنند.

the tailrace can be a good spot for fishing.

مسیل می‌تواند مکان خوبی برای ماهیگیری باشد.

he studied the effects of sediment in the tailrace.

او اثر رسوبات در مسیل را مطالعه کرد.

tailrace conditions can change rapidly during storms.

شرایط مسیل می‌توانند در طول طوفان به سرعت تغییر کنند.

the hydropower plant's tailrace is monitored closely.

مسیل نیروگاه برق‌آبی به دقت مورد رصد قرار می‌گیرد.

wildlife thrives in the habitat near the tailrace.

زندگی وحشی در زیستگاه نزدیک مسیل شکوفا است.

they installed a new turbine in the tailrace.

آنها یک توربین جدید در مسیل نصب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید