| جمع | takas |
taka care
مراقبت تاکا
taka chance
شانس تاکا
taka look
تماشا تاکا
taka break
استراحت تاکا
taka step
گام تاکا
taka action
اقدام تاکا
taka risk
ریسک تاکا
taka time
زمان تاکا
taka part
قسمت تاکا
she decided to take a taka on the new project.
او تصمیم گرفت یک تاکا در پروژه جدید بگیرد.
he took a taka to improve his language skills.
او یک تاکا برای بهبود مهارتهای زبانی خود برداشت.
they agreed to take a taka and explore new opportunities.
آنها با هم موافقت کردند که یک تاکا بگیرند و فرصتهای جدید را کشف کنند.
taking a taka in your studies can lead to better results.
گرفتن یک تاکا در تحصیلات شما میتواند منجر به نتایج بهتر شود.
she took a taka to volunteer at the local shelter.
او یک تاکا برای داوطلب شدن در پناهگاه محلی برداشت.
we should take a taka to plan our vacation.
ما باید یک تاکا برای برنامهریزی تعطیلات خود بگیریم.
he took a taka to learn more about the culture.
او یک تاکا برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد فرهنگ برداشت.
taking a taka to exercise regularly is important for health.
گرفتن یک تاکا برای ورزش منظم به طور مرتب برای سلامتی مهم است.
she took a taka to save money for her dream trip.
او یک تاکا برای پسانداز پول برای سفر رویایی خود برداشت.
they decided to take a taka and start a new business.
آنها تصمیم گرفتند یک تاکا بگیرند و یک کسب و کار جدید شروع کنند.
taka care
مراقبت تاکا
taka chance
شانس تاکا
taka look
تماشا تاکا
taka break
استراحت تاکا
taka step
گام تاکا
taka action
اقدام تاکا
taka risk
ریسک تاکا
taka time
زمان تاکا
taka part
قسمت تاکا
she decided to take a taka on the new project.
او تصمیم گرفت یک تاکا در پروژه جدید بگیرد.
he took a taka to improve his language skills.
او یک تاکا برای بهبود مهارتهای زبانی خود برداشت.
they agreed to take a taka and explore new opportunities.
آنها با هم موافقت کردند که یک تاکا بگیرند و فرصتهای جدید را کشف کنند.
taking a taka in your studies can lead to better results.
گرفتن یک تاکا در تحصیلات شما میتواند منجر به نتایج بهتر شود.
she took a taka to volunteer at the local shelter.
او یک تاکا برای داوطلب شدن در پناهگاه محلی برداشت.
we should take a taka to plan our vacation.
ما باید یک تاکا برای برنامهریزی تعطیلات خود بگیریم.
he took a taka to learn more about the culture.
او یک تاکا برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد فرهنگ برداشت.
taking a taka to exercise regularly is important for health.
گرفتن یک تاکا برای ورزش منظم به طور مرتب برای سلامتی مهم است.
she took a taka to save money for her dream trip.
او یک تاکا برای پسانداز پول برای سفر رویایی خود برداشت.
they decided to take a taka and start a new business.
آنها تصمیم گرفتند یک تاکا بگیرند و یک کسب و کار جدید شروع کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید