takin

[ایالات متحده]/ˈteɪ.kɪn/
[بریتانیا]/ˈteɪ.kɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حیوان بزرگ و پشمالوی گیاه‌خوار از خانواده بز، بومی هیمالیا شرقی
Word Forms
جمعtakins

عبارات و ترکیب‌ها

takin it easy

آرام بودن

takin care

مراقبت کردن

takin charge

بر عهده گرفتن

takin action

اقدام کردن

takin risks

تصرف خطر کردن

takin notes

یادداشت گرفتن

takin steps

قدم برداشتن

takin time

وقت گذاشتن

takin turns

نوبت گرفتن

takin chances

شانس گرفتن

جملات نمونه

the takin is known for its unique appearance.

تاکین به خاطر ظاهر منحصر به فردش شناخته شده است.

we saw a takin during our trip to the zoo.

ما در طول سفرمان به باغ وحش یک تاکین دیدیم.

the takin is native to the mountainous regions of asia.

تاکین بومی مناطق کوهستانی آسیا است.

conservation efforts are important for protecting the takin.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از تاکین مهم هستند.

the takin's diet mainly consists of grass and leaves.

رژیم غذایی تاکین عمدتاً از چمن و برگ‌ها تشکیل شده است.

many visitors were excited to see the takin exhibit.

بازدیدکنندگان زیادی برای دیدن نمایشگاه تاکین هیجان‌زده بودند.

the takin is often mistaken for a goat due to its horns.

تاکین اغلب به دلیل شاخ‌هایش با بز اشتباه گرفته می‌شود.

researchers study the behavior of the takin in the wild.

محققان رفتار تاکین را در طبیعت مطالعه می‌کنند.

the takin is a symbol of the biodiversity in its habitat.

تاکین نماد تنوع زیستی در زیستگاه خود است.

seeing a takin in its natural environment is a rare experience.

دیدن یک تاکین در محیط طبیعی آن یک تجربه نادر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید