taleteller

[ایالات متحده]/ˈteɪlˌtɛlə/
[بریتانیا]/ˈteɪlˌtɛlər/

ترجمه

n. (شخصی که اسرار را فاش می‌کند یا شایعه می‌سازد)
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

taleteller story

داستان‌گویی

taleteller's art

هنر داستان‌گو

taleteller circle

گروه داستان‌گوها

taleteller night

شب داستان‌گویی

taleteller session

جلسه داستان‌گویی

taleteller workshop

کارگاه داستان‌گویی

taleteller event

رویداد داستان‌گویی

taleteller performance

اجرای داستان‌گو

taleteller tradition

آداب داستان‌گویی

taleteller skills

مهارت‌های داستان‌گو

جملات نمونه

the taleteller captivated the audience with her stories.

داستان‌گو حاضران را با داستان‌هایش مجذوب خود کرد.

every child loves a good taleteller.

هر کودکی عاشق یک داستان‌گو خوب است.

the taleteller shared ancient myths and legends.

داستان‌گو اسطوره‌ها و افسانه‌های باستانی را به اشتراک گذاشت.

in the village, the taleteller is a respected figure.

در روستا، داستان‌گو شخصیتی مورد احترام است.

listening to the taleteller can spark your imagination.

گوش دادن به داستان‌گو می‌تواند الهام‌بخش خلاقیت شما باشد.

the children gathered around the taleteller at dusk.

کودکان در هنگام غروب آفتاب دور داستان‌گو جمع شدند.

her talent as a taleteller has been passed down through generations.

استعداد او به عنوان یک داستان‌گو نسل به نسل منتقل شده است.

the taleteller's voice echoed through the hall.

صدای داستان‌گو در سالن طنین‌انداز شد.

he became a famous taleteller after his first book was published.

او پس از انتشار اولین کتابش به یک داستان‌گو مشهور تبدیل شد.

many cultures have their own unique taletellers.

فرهنگ‌های بسیاری داستان‌گوهای منحصربه‌فرد خود را دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید