talon

[ایالات متحده]/'tælən/
[بریتانیا]/'tælən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پنجه مانند انگشت یا انگشت پا درنده، به ویژه یک شکاری؛ دست؛ یک شیء پنجه مانند؛ یک پنجه زینتی.

عبارات و ترکیب‌ها

sharp talons

پنجه‌های تیز

talon grip

گريپ پنجه

eagle's talon

پنجه عقاب

talons extended

پنجه‌های کشیده شده

جملات نمونه

The eagle's talons are sharp and powerful.

چنگال‌های عقاب تیز و قدرتمند هستند.

The owl caught its prey with its sharp talons.

بوف با چنگال‌های تیز خود طعمه خود را گرفت.

The hawk's talons are designed for catching small animals.

چنگال‌های شاهین برای گرفتن حیوانات کوچک طراحی شده‌اند.

The falcon's talons are used for gripping its prey.

از چنگال‌های شاهین برای گرفتن طعمه استفاده می‌شود.

The talons of a bird of prey are essential for hunting.

چنگال‌های پرندگان شکاری برای شکار ضروری هستند.

The talons of an eagle can exert a tremendous amount of pressure.

چنگال‌های عقاب می‌توانند مقدار زیادی فشار وارد کنند.

The talons of a raptor are crucial for survival in the wild.

چنگال‌های یک پرنده شکاری برای بقا در طبیعت حیاتی هستند.

The vulture's talons help it tear into carrion.

چنگال‌های عقاب گوشتخوار به آن کمک می‌کند تا به جسد پاره‌پاره کند.

The talons of a bird are adapted for different hunting techniques.

چنگال‌های یک پرنده برای تکنیک‌های شکار مختلف سازگار شده‌اند.

The sharp talons of a predator are its main weapon.

چنگال‌های تیز یک شکارچی سلاح اصلی آن است.

نمونه‌های واقعی

Critters, there's no talon what they'll do.

حیوانات، هیچ نمی‌دانیم چه خواهند کرد.

منبع: CNN 10 Student English November 2022 Compilation

With a formidable beak, he has not the talons of a true eagle of the sea.

با یک منقار قدرتمند، او پنجه‌های یک عقاب دریایی واقعی را ندارد.

منبع: British Original Language Textbook Volume 5

The talons came down, grabbed the box, and flew down the street.

پنجه‌ها پایین آمدند، جعبه را گرفتند و در خیابان پرواز کردند.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

Anyway, the harpy eagle is armed with talons as big as grizzly bears.

به هر حال، عقاب هارپی با پنجه‌هایی به بزرگی خرس گریزلی مسلح است.

منبع: National Geographic (Children's Section)

The thought of eating talons is abhorrent to many Westerners, but they often feature in Cantonese recipes.

فکر خوردن پنجه‌ها برای بسیاری از غربی‌ها نفرت انگیز است، اما اغلب در دستور العمل‌های کانتونی وجود دارد.

منبع: The Economist (Summary)

" Ghost" ! Jon shouted, sitting up. He could still feel the talons, the pain. " Ghost, to me" !

" شبح!" جان فریاد زد، در حالی که بلند می‌شد. او هنوز می‌توانست پنجه‌ها و درد را حس کند. " شبح، به من!"

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

Hedwig gave a very loud hoot and took off so suddenly that her talons cut into his shoulder.

هدوی با یک بوق بسیار بلند، ناگهان برخاست که پنجه‌هایش به شانه او برخورد کرد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

The little one apparently got tangled in a talon and tumbled down a cliff side in California.

به ظاهر، آن کوچولو در پنجه‌ای گیر کرد و از کنار صخره در کالیفرنیا سقوط کرد.

منبع: CNN 10 Student English April 2022 Collection

Wouldn't their talons get tired and blood rush to their heads from hanging around for so long?

آیا پنجه‌هایشان خسته نمی‌شود و خون به مغزشان نمی‌رسد، در حالی که اینقدر طولانی معلق هستند؟

منبع: One Hundred Thousand Whys

She smiled, her long copper hair tumbling across her face. " The Lord of Light has fiery talons, Jon Snow" .

او لبخند زد، موهای بلند مسی‌اش روی صورتش ریخت. " خداوند نور پنجه‌های آتشین دارد، جان اسنو."

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید