tame animal
حیوان رام
tame behavior
رفتار رام
tame personality
شخصیت رام
the battle to tame inflation.
نبرد برای رام کردن تورم
a tame Christmas party.
یک مهمانی کریسمس ملایم
tame a trouble-making river
مهار کردن یک رودخانه مشکلساز
The film has a tame ending.
فیلم دارای پایانی ملایم است.
White rats tame easily.
موش های سفید به راحتی رام می شوند.
His job is to tame lions.
کار او مهار شیران است.
He is so tame that he agrees with everybody.
او آنقدر ملایم است که با همه موافقت میکند.
The party was tame because all the people were sleepy.
مهمانی ملایم بود زیرا همه افراد خواب بودند.
The creatures we were sent here to tame are un-tamable.
موجوداتی که برای مهار آنها به اینجا فرستاده شدهایم غیرقابل مهار هستند.
the fish are so tame you have to push them away from your face mask.
ماهیها آنقدر ملایم هستند که باید آنها را از ماسک صورت خود دور کنید.
Indeed, while inflation remained tamed in 2005 and 2006, the price deflator for nonresidential construction, which measures construction costs, rose 11.7% in both years.
در واقع، در حالی که تورم در سال های 2005 و 2006 رام شده باقی ماند، شاخص قیمت برای ساختمان های غیرمسکونی، که هزینه های ساخت و ساز را اندازه گیری می کند، در هر دو سال 11.7 درصد افزایش یافت.
The respirometric activities of sludge before and after tame have been determined by the BOD Track, and the activity could be expressed by first slope of respirometric curve.
فعالیتهای تنفسی لجن قبل و بعد از رام کردن با استفاده از دستگاه BOD تعیین شده است و این فعالیت را میتوان با استفاده از شیب اول منحنی تنفسی بیان کرد.
tame animal
حیوان رام
tame behavior
رفتار رام
tame personality
شخصیت رام
the battle to tame inflation.
نبرد برای رام کردن تورم
a tame Christmas party.
یک مهمانی کریسمس ملایم
tame a trouble-making river
مهار کردن یک رودخانه مشکلساز
The film has a tame ending.
فیلم دارای پایانی ملایم است.
White rats tame easily.
موش های سفید به راحتی رام می شوند.
His job is to tame lions.
کار او مهار شیران است.
He is so tame that he agrees with everybody.
او آنقدر ملایم است که با همه موافقت میکند.
The party was tame because all the people were sleepy.
مهمانی ملایم بود زیرا همه افراد خواب بودند.
The creatures we were sent here to tame are un-tamable.
موجوداتی که برای مهار آنها به اینجا فرستاده شدهایم غیرقابل مهار هستند.
the fish are so tame you have to push them away from your face mask.
ماهیها آنقدر ملایم هستند که باید آنها را از ماسک صورت خود دور کنید.
Indeed, while inflation remained tamed in 2005 and 2006, the price deflator for nonresidential construction, which measures construction costs, rose 11.7% in both years.
در واقع، در حالی که تورم در سال های 2005 و 2006 رام شده باقی ماند، شاخص قیمت برای ساختمان های غیرمسکونی، که هزینه های ساخت و ساز را اندازه گیری می کند، در هر دو سال 11.7 درصد افزایش یافت.
The respirometric activities of sludge before and after tame have been determined by the BOD Track, and the activity could be expressed by first slope of respirometric curve.
فعالیتهای تنفسی لجن قبل و بعد از رام کردن با استفاده از دستگاه BOD تعیین شده است و این فعالیت را میتوان با استفاده از شیب اول منحنی تنفسی بیان کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید