tammy

[ایالات متحده]/ˈtæmi/
[بریتانیا]/ˈtæmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی کلاه (معادل tam-o'-shanter)؛ نوعی پارچه (معادل tammie)؛ پارچه فیلتر کننده
Word Forms
جمعtammies

عبارات و ترکیب‌ها

tammy's party

جشن تولد تامى

tammy's book

کتاب تامى

tammy's car

ماشین تامى

tammy's friend

دوست تامى

tammy's idea

ایده تامى

tammy's house

خانه تامى

tammy's job

کار تامى

tammy's smile

لبخند تامى

tammy's style

سبک تامى

tammy's team

تیم تامى

جملات نمونه

tammy loves to read books in her free time.

تامى عاشق خواندن کتاب در اوقات فراغت خود است.

tammy and her friends went to the beach last weekend.

تامى و دوستانش آخر هفته گذشته به ساحل رفتند.

tammy enjoys cooking new recipes for her family.

تامى از پختن دستور العمل های جدید برای خانواده اش لذت می برد.

tammy has a talent for painting and drawing.

تامى استعداد نقاشی و طراحی دارد.

tammy is planning to travel to europe next summer.

تامى قصد دارد تابستان آینده به اروپا سفر کند.

tammy often volunteers at the local animal shelter.

تامى اغلب به طور داوطلبانه در سرپناه حیوانات محلی کمک می کند.

tammy's favorite sport is basketball.

ورزش مورد علاقه تامى بسکتبال است.

tammy has a beautiful garden full of flowers.

تامى یک باغ زیبا پر از گل دارد.

tammy enjoys hiking in the mountains during the fall.

تامى از پیاده روی در کوه ها در فصل پاییز لذت می برد.

tammy's birthday party will be held next saturday.

جشن تولد تامى روز شنبه آینده برگزار خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید