tandoors

[ایالات متحده]/tænˈdʊə/
[بریتانیا]/tænˈdʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تنور سفالی استوانه‌ای که در آشپزی هندی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

tandoor oven

تنور

tandoor bread

نان تنوری

tandoor chicken

مرغ تنوری

tandoor grill

باربکیوی تنوری

tandoor style

سبک تنوری

tandoor cooking

پخت تنوری

tandoor dishes

غذاهای تنوری

tandoor spices

ادویه‌های تنوری

tandoor meats

گوشت تنوری

tandoor flavors

طعم‌های تنوری

جملات نمونه

the chef uses a tandoor to bake naan bread.

سرآشپز از تنور برای پخت نان استفاده می‌کند.

we enjoyed tandoori chicken at the restaurant.

ما از مرغ تنوری در رستوران لذت بردیم.

cooking in a tandoor gives food a unique flavor.

پخت در تنور طعم منحصر به فردی به غذا می‌دهد.

the tandoor is a traditional indian cooking method.

تنور یک روش پخت سنتی هندی است.

he learned how to use a tandoor during his culinary training.

او در طول آموزش آشپزی خود یاد گرفت که چگونه از تنور استفاده کند.

vegetables cooked in a tandoor are delicious and healthy.

سبزیجات پخته شده در تنور خوشمزه و سالم هستند.

we decided to buy a tandoor for our backyard.

ما تصمیم گرفتیم یک تنور برای حیاط پشتی خود بخریم.

the aroma of food from the tandoor filled the air.

عطر غذای تنور هوا را پر کرد.

tandoor cooking is popular in many south asian countries.

پخت تنوری در بسیاری از کشورهای آسیای جنوبی محبوب است.

she marinated the meat before placing it in the tandoor.

او گوشت را قبل از قرار دادن آن در تنور مزه‌دار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید