taring

[ایالات متحده]/ˈteə.rɪŋ/
[بریتانیا]/ˈter.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل وزن کردن یک ظرف برای تعیین وزن آن بدون محتویات

عبارات و ترکیب‌ها

taring scale

مقیاس اندازه‌گیری

taring weight

وزن صفر شده

taring process

فرآیند صفر کردن

taring method

روش صفر کردن

taring adjustment

تنظیم صفر

taring function

عملکرد صفر کردن

taring mode

حالت صفر

taring measurement

اندازه‌گیری صفر شده

taring display

نمایش صفر

taring value

مقدار صفر

جملات نمونه

she is taring her skills in photography.

او مهارت‌های خود را در عکاسی تقویت می‌کند.

the team is taring their strategies for the upcoming game.

تیم استراتژی‌های خود را برای بازی آینده بهبود می‌بخشد.

he is taring his knowledge of programming languages.

او دانش خود را در مورد زبان‌های برنامه‌نویسی ارتقا می‌دهد.

they are taring their communication skills in meetings.

آنها مهارت‌های ارتباطی خود را در جلسات تقویت می‌کنند.

she is taring her leadership abilities through training.

او توانایی‌های رهبری خود را از طریق آموزش تقویت می‌کند.

the students are taring their understanding of math concepts.

دانشجویان در حال تقویت درک خود از مفاهیم ریاضی هستند.

he is taring his negotiation skills for better deals.

او مهارت‌های مذاکره خود را برای معاملات بهتر تقویت می‌کند.

they are taring their project management techniques.

آنها تکنیک‌های مدیریت پروژه خود را تقویت می‌کنند.

she is taring her public speaking confidence.

او اعتماد به نفس خود را در سخنرانی عمومی تقویت می‌کند.

the company is taring its customer service approach.

شرکت رویکرد خدمات مشتری خود را بهبود می‌بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید