tarriances

[ایالات متحده]/ˈtærɪənsɪz/
[بریتانیا]/ˈtærɪənsɪz/

ترجمه

n. عمل تأخیر یا ماندن بیشتر از حد مورد نظر

عبارات و ترکیب‌ها

tarriances required

تاخیر مورد نیاز

long tarriances

تاخیر طولانی

brief tarriances

تاخیر کوتاه

unexpected tarriances

تاخیر غیرمنتظره

multiple tarriances

تاخیرهای متعدد

tarriances noted

تاخیرهای ثبت شده

tarriances explained

تاخیرهای توضیح داده شده

tarriances observed

تاخیرهای مشاهده شده

tarriances analyzed

تاخیرهای تجزیه و تحلیل شده

scheduled tarriances

تاخیرهای زمانبندی شده

جملات نمونه

his tarriances often lead to missed opportunities.

تأخیرهای او اغلب منجر به از دست دادن فرصت‌ها می‌شود.

we should minimize our tarriances to stay on schedule.

ما باید تأخیرهای خود را به حداقل برسانیم تا در برنامه بمانیم.

her frequent tarriances at work are becoming a concern.

تأخیرهای مکرر او در محل کار نگران‌کننده شده است.

he explained the reasons for his tarriances during the meeting.

او دلایل تأخیرهای خود را در طول جلسه توضیح داد.

tarriances can lead to misunderstandings in communication.

تأخیرها می‌توانند منجر به سوء تفاهم در ارتباطات شوند.

we discussed the impact of tarriances on team productivity.

ما تأثیر تأخیرها بر بهره‌وری تیم را مورد بحث قرار دادیم.

his tarriances were often justified by unexpected events.

تأخیرهای او اغلب با وقایع غیرمنتظره توجیه می‌شد.

she learned to manage her tarriances better over time.

او در طول زمان یاد گرفت که تأخیرهای خود را بهتر مدیریت کند.

tarriances in traffic can be very frustrating.

تأخیرها در ترافیک می‌تواند بسیار خسته‌کننده باشد.

they agreed to limit their tarriances during the project.

آنها با هم توافق کردند که تأخیرهای خود را در طول پروژه محدود کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید